جستجو - Login

بایگانی

بایگانی برای August, 2008

ويزا

بعضي وقتها دنبال يک چيزهايي هستيم و خودمان را درگير يک چيزهايي ميکنيم که نمي‌دانيم که بدست آوردنشان آيا واقعا موفقيت است يا نه … !
براي من که اينجوري است … الان احساسم را نمي‌توانم بيان کنم … اصلا نمي‌دانم خوشحالم يا ناراحت
معلوم که هرکس از موفقيت لذت مي‌برد … البته موفق بودنش بعدا معلوم […]

اگر جاي من بودي …. !

فکر ميکني آسان است وقتي که چند سال يک چيزي رو ساختي و همه زحماتش رو خودت کشيدي، حالا بسپاري دست يک نفري که نمي‌داني کي هست و از کجا آمده؟ … فکر ميکني ميشود همه داشته‌ها و نداشته‌هايت را يک شبه روي دايره بريزي و بگي بيا اين مال تو !…
فکر ميکني آسان است؟! 
 هر جور […]

مثبت یا منفی …!؟

گلدان گل سبزی بخرید وآن را در جای مناسبی در اتاقتان بگذارید .سعی کنید نور و آب کافی به آن برسد. هر روز دقایقی با آن گل حرف بزنید .هر چه دلتان می خواهد بگوید چیزهایی را که نتوانسته اید به کسی بگویید . پیش آن گل سبز گریه کنید یا بخندید و.هر چه هستید […]

بگذر از ني، من حکايت ميکنم

خيلي چيزها توي ذهنم هست … گاهي احساس ميکنم که ذهنم پر‌پر شده اما نميدانم چر هر روز يک چيز جديد اضافه مي‌شود و بازهم من گنجايش شنيدنش را دارم. دل و دستم به نوشتن نمي‌رود و از طرفي مي‌دانم که تکرار مکررات است و بس
بگذريم … اين شعر را بخوانيد که ارزش شنيدن را دارد
بگذر از ني […]