جستجو - Login

بایگانی

بایگانی برای June, 2008

سکوت ميکنيم

يکم سرم شلوغ است … بازهم برنامه هاي خوب خوب ريختم
ننوشتم چون قرار بود ديگر غر نزنم  … انگار عادت کردم … تا عصباني ميشوم به خودم ميگويم غر ميزني
عزيزي دارد مي‌رود مثل باقي عزيزاني که رفتند و عادت کرديم … اين عزيز شايد جاي بهتري مي‌رود و برايش هم خوشحالم و هم […]