جستجو - Login

بایگانی

بایگانی برای November, 2007

يک تست همينجوري :)

کدام يکي از اين پرنده چرنده ها را که اسمشان را ميبينيد ياد من ميافتيد؟ …؟!؟…
گنجشک - کبوتر - هدهد - طاووس - اردک - کلاغ - قناري - پرستو - طوطي
حتما بگوييد هااا
پ.ن : نميدونم چرا اين تست را که روي مبايلم آمده بود گذاشتم اينجا… راستش از بس که از هرکس پرسيدم و […]

به تلافي اراجيف چند روز پيش

اول- از اثرات فشار زياد است که گاهي اراجيف به ذهن ما مي‌رسد … با کم شدن فشار کاري، خودبخود بهتر مي‌شوي و يادت نمي‌آيد که چه به سرت آمده يا مي‌آيد … اما همان قضيه مستي و راستي و آدم درعصبانيت حرفهاي دل را مي‌زند است که هر چه داشتيم رو کرديم … پس هنوزهم بر اراجيف […]

با درودي به خانه مي‌آئي و
 با بدرودي
خانه را ترک مي‌گوئي
اي سازنده
لحظه‌ي ِ عمر ِ من
به جز فاصله‌ي ِ ميان ِ اين درود و بدرود نيست
اين آن لحظه‌ي ِ واقعي‌ست
که لحظه‌ي ِ ديگر را انتظار مي‌کشد
نوساني در لنگر ِ ساعت است
که لنگر را با نوساني ديگر به کار مي‌کشد
گامي‌ست پيش از گامي ديگر
که جاده را بيدار […]

اراجیف

اول - شاید تاثیر حرف دوستی که همزاد من است و دیروز از طرف شرکتشان یک ربع سکه هدیه تولد گرفته بود، باشد که امروز با مدیر عامل محترم صحبت کردم … جریان سکه را گفتم … بعد هم گفتم که همه شرکتها به کارمندهای خود در طول سال لطفی میکنند والبته شما بیشتر. امسال تنها […]

تولد

پر عزيز تولدت مبارک … 
صبح که نشد از زنگ تلفن و پيامهاي دوستان بخوابيم … اما من الان خيلي شار‍ژ‍ هستم …چيزي که برايم خيلي جالب بود زنگ مبايلم بود که خيلي وقت پيش براي اينکه تستش کنم تنظيم کرده بودم و تاريخ تولد خودم را وارد کرده بودم … امروز صبح برام […]

من و برنامه‌ريزي

ديدم آقاي همسر خان … کمردردش خوب نمي‌شود … راستش حوصله‌ام سر رفت رفتم کلاس اسکيت … چند جلسه‌اي هست که داريم اسکيت کار ميکنيم
خيلي سخت نيست… اما توي همين چند جلسه به اندازه تمام عمرم … زمين خوردم
همسر خان عزيز هم که ماشاالله قد بلندي دارد … وقتي زمين مي‌خورد بعلت ارتفاع زيادش تا […]

مشکلی بنام معاشرت

 بهترین روش از نظر من برای معاشرت و ارتباط  با دیگران این است که به گفته دیگران احترام بگذاری وبه چیزهایی که برای تو می گویند باور داشته باشی … حتی اگر دروغ باشد البته اگر بدانی آن دروغ هیچ تاثیری در زندگی تو ندارد … در واقع با اینکار فقط می خواهی به او ثابت کنی که باورش داری حالت دومش این است که تو […]

برواي زاهدخودبين که زچشم من وتو رازاين پرده نهان است ونهان خواهدبود

غمگينم … غمگين براي … !؟
که نمي‌دانم حکم تقدير است يا امتحان الهي يا به عقيده خودم … فرصت الهي
هميشه دعا مي‌کردم که خداوند
 نه براي من …
 که براي همه انسانها بهترين را بخواهد
و … قطع و يقين مي‌دانم که مي خواهد
اما فرصتها را براي انسانها متفاوت مي‌کند …!؟
 همانطور که آفرينشش متفاوت بوده
به خداي خود هميشه خوش بينم […]