تازگيها دارم به اين مساله فکر ميکنم که اگر به من بگن که 6 ماه ديگه وقت دارم براي زندگي کردن چه حالي ميشم؟
راستش …اين مطلب رو نوشتم چون عکس العمل چند نفر رو وقتي بهشون گفتن که سرطان دارن و ممکن هست تا 6 ماه ديگه زنده نمانند رو ديدم…بي قرار، آشفته ،افسرده و […]
امروز يه ايميل برام اومد و سيستم جي پي اس جديدي رو معرفي ميکرد که از طريق شماره مبايل افراد ميتونيد جاي اونها رو پيدا کنيد…خيلي برام جالب بود و نميدونم چرا سريع شماره همسر عزيز رو وارد کردم که ببينم کجاست…؟!؟
ميخواين امتحان کنيد؟
http://www.sat-gps-locate.com
خيلي سخته که ندوني خوشحالي يا ناراحت…راستش اصلا بين حس هام قاطي کردم که کدوم رو باور کنم
از موفقيتهام لذت ميبرم مثل همه آدمهاي ديگه … اما نميدونم آيا اينها واقعا موفقيت هست…؟!؟
اين شعر مدام داره تو ذهن من خونده ميشه
…
منم و يک شناسنامه
يه شناسنامه کهنه
يه چندتا کاغذ پاره
با يه اسم بي ستاره
همينه مدرک […]
از موقعي که اين وبلاگ رو باز کردم ،يه حس خاصي نسبت بهش دارم. يه جور حسي مثل صداقت ،پاکي،درکل حس خوبي هست که دلم نميخواد خراب بشه . چقدر بده که آدم منظورش به کس خاصي باشه بعد بياد اينجا بنويسه…خوب شايد بقيه به خودشون بگيرن
يا اصلا به بقيه مردم چه! از دست […]
به نظر مياد زمان خيلي زود ميگذرهيا کارها اينقدرزياد شده که تو اين زمان نميگنجهيا آدمها توقعشون از خودشون خيلي زياده …که بازم تو اين زمان نميگنجهگاهي دلم ميخواد اين ساعت رو نگهش دارمگاهي دلم ميخواد بگم بيخيال همه اين کارها ،مگه چقدر عمر ميکنيمخيلي چيزا هست که من دلم ميخواد انجام بدم، اما نميشههي […]
خانه هاي نزديک ما پر از وسايل زينتي و چيزهاي قشنگ هستند
در خانه هاي نزديک ما مبلمانها سختند و نميشود روي آنها بيشتر از يک ساعت دوام آورد
خانه هاي نزديک ما فرشهايي دارد که شايد با دوتاي آن بتوان خرج 6 ماه يک خانواده 4 نفري را تامين کرد
در خانه هاي نزديک ما قاليچه هاي […]