جستجو - Login
« غرض
»

در تاریخ Thursday 20 December 2007

خانه را که با دستهاي خودم تميز ميکنم … حس ميکنم که ذهن من هم همراه با آن پاک و تميز ميشود …

 در آخر … هم خانه تميز است و هم ذهن من :)

 


21 Comments برای ""

  1.  
    December 20, 2007 | 1:20 pm
     

    درود

    چند وقت یه بار این کار رو می کنی؟

    من به نظم و ترتیبش وسواس دارم اما زمانی تمیز می کنم که دیگه فریاد همه در اومده !!

    بدرود

  2.  
    December 20, 2007 | 1:25 pm
     

    درود

    چند وقت یه بار این کار رو می کنی؟

    من به نظم و ترتیبش وسواس دارم اما زمانی تمیز می کنم که دیگه فریاد همه در اومده !!

    احساس تمیزی فکر واسه من اینجوریه : دوش ، اصلاح ، لباسای سفید تازه شسته شده ، خونه خلوت ، سکوت ، گرمای بخاری ، یه فنجون قهوه تُرک ، تماشای رقص دود سیگار …

    بدرود

  3.  
    S.
    December 20, 2007 | 6:43 pm
     

    فقط یه زن می‌فهمه که چجوری با بیرون ریختن گنجه‌ها می‌شه اضطراب‌ها رو بیرون ریخت. فقط یه زن می‌فهمه با تمیز کردن خونه چجوری می‌شه دغدغه‌های درونت رو هم تمیز کنی. حدود دو سال پیش بود که روزهای ناجوری داشتم. برای اینکه آروم بشم یا خونه رو تمیز می‌کردم یا وقتی یکی از دوستهام داشت کار خونه می‌کرد می‌رفتم می‌نشستم اون رو نگاه می‌کردم. برای خیلی‌ها عجیبه. ولی می‌دونم که می‌دونی چی می‌گم. روزهات شاد و آروم دوست من.

  4.  
    December 20, 2007 | 7:06 pm
     

    سلام
    خوب خیلی خوبه که به آرامش رسیدی
    این کامپیوتر من هم ویروسی شده، باید یه فکری به حالش بکنم ;)

  5.  
    December 21, 2007 | 1:52 am
     

    baraye in kar bazi vaghta hamchino shuro valaeei daram ke khodam mimunam.bazi mavaghe ham khodam az saro vaze khuneh asabi misham vali ye zare angize baraye taghir nadaram

  6.  
    پرسه
    December 21, 2007 | 9:56 am
     

    جالبه ها! … چون من هر وقت کار میکنم تو خونه در آخر نه خانه تمیز است نه ذهن من!!!!
    چرا آخه آیا؟؟؟؟ :(

  7.  
    December 22, 2007 | 11:03 am
     

    پر عزیزم. خوشحالم که خونه و ذهنت تمیز و آرومه :)

  8.  
    December 22, 2007 | 11:08 am
     

    سلام به خاله پر تمیز و پاکیزه

    خاله پر خانه دارد.
    خاله پر خانه اش رو دوست دارد.
    خاله پر خانه اش رو تمیز میکند.
    خاله پر خانه اش رو با وایتکس سفید میکند.
    خاله پر تمیزی را دوست دارد.
    خاله پر از تمیزی لذت می برد.
    خاله پر همچنین از دیدن خانه تمیز احساس خوب میکند.
    خاله پر سپس احساس آرامش می کند.
    خاله پر …

    اینم ورژن من:

    عمو حمید همیشه میز کارش را تمیز میکند.
    عمو حمید همواره همه وسایلش مرتب و تمیز است.
    عمو حمید از شلوغی متنفر است.
    عمو حمید با دیدن میز شلوغ دچار رعشه عصبی میشود.
    عمو حمید میزش را تمیز میکند تا عصبی نشود.
    عمو حمید میزش را تمیز میکند تا آستین لباسش سیاه نشود.
    عمو حمید …

    ایکاش عمو حمید عین خاله پر بود
    :(

  9.  
    December 22, 2007 | 11:54 am
     

    !Par jan. man ham tajrobe kardam. ajibe .

  10.  
    December 22, 2007 | 4:08 pm
     

    سلام…کاش همه ذهنا اینطوری پاک می شدند….

  11.  
    پریسا
    December 22, 2007 | 9:13 pm
     

    من بار اولمه میام اینجا.این شعر این گوشه رو که دیدم یاد اون روزی افتادم که همینو با ذوق و شوق فراوون نوشتم زدم به دیوار مدرسه.ولی فرداش دیگه نبود.ذوق منم به همچنین

  12.  
    یک زن
    December 22, 2007 | 10:24 pm
     

    خوبه که خوبی!

  13.  
    یک زن
    December 22, 2007 | 10:25 pm
     

    ضمنا من تو پست قبلی جویای احوال شده بودم اما انگاری نامفهوم بوده برات.
    پرسیده بودم که پر عزیزم بهتر هستید؟

  14.  
    پرسه
    December 23, 2007 | 4:44 am
     

    من حوصله ام سر رفته امشب … یعنی امصبح! :)
    اومدم اینجا! اگه گفتی چرا؟؟؟
    چون آدم میاد تو کامنتا میبینه نوشته “خوش آمدی پرسه” !
    اونوقت هی بسی احساس غرور و افتخار و باحالیت میکنه و هی خودشو تحویل میگیره! بعدشم تااااااااااااااازه!!! … حس میکنه تو این موقع شب یعنی روز، یک دیوونه دیگه مثل خودش بیداره!
    این بود انشای من!
    پرسه _ 2 ساله از پستو! ;)

  15.  
    December 24, 2007 | 5:49 am
     

    وای من هم تمیز کردن خونه رو خیلی دوست دارم .چند ساعت وقت لازمه برای اینکه از بالا تا پائین خونه رو تمیز کنی .چقدر کیف داره وقتی همه چیز تمیز میشه و آدم بعد از یک دوش میشینه تا یک لیوان نسکافه داغ بخوره

  16.  
    December 24, 2007 | 8:05 pm
     

    معلومه من خيلي خيلي تنبل هستم چون اصلن اهل تميز كردن و تميز كاري نيستم!!! من زماني احساس آرامش ميكنم و ذهنم آروم ميشه كه خونه رو تميز ببينم اما خودم هيچ زحمتي نكشيده باشم

  17.  
    December 25, 2007 | 11:50 pm
     

    درود

    حالا که ذهنت هم تمیز شده ما رو به یه پُست قشنگ و تازه دعوت کن بیایم گپ بزنیم دیگه …

    بدرود

  18.  
    December 26, 2007 | 1:28 pm
     

    سلام…

  19.  
    lina
    December 29, 2007 | 11:16 am
     

    سلام.. خوش میگذره؟؟؟ :)

  20.  
    December 29, 2007 | 3:47 pm
     

    هستی بابا؟ خبری نیست ازت. یه بار مازوخیست‌محاسباتیا گفتند که وقتی یه بلاگری پست نمی‌ده یعنی اوضاعش خیلی خوبه. در مورد من خیلی اوقات صادقه. امیدوارم که الآن که پست ندادی در حال خوش گذشتن بهت باشه.

  21.  
    December 30, 2007 | 1:37 pm
     

    khabari azatun nist kojaeen?chera up nemikonid? be har hal omidavarm khosho salamat bashid

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI