جستجو - Login
پراکنده

در تاریخ Saturday 1 December 2007

اول - چندسالي است که وزنم را ثابت نگه داشته بودم …. هيچوقت هم کالري و ميزان انرژي را حساب نکرده بودم فقط ميدانستم که چقدر بايد غذا بخورم … فکر نمي‌کردم هيچوقت بتوانم وزنم را کم کنم … تازگي متوجه شدم که 3 کيلو وزن کم کرده‌ام … علتش را مي‌دانم از ترس اينکه بعد از حذف کردن ورزش اضافه وزن پيدا کنم خودبخود کمتر غذا مي‌خوردم … از اين وضعيت خوشحالم اما ترسم ازکم شدن بيشتر از اين است. براي همين تازگي روي بسته هاي خوراکي را که مي‌خرم حساس شده‌ام و ميزان کالري شان را ميبينم … خيلي جالب است که هيچکدام ازتوليدکنندگان وطني از ميزان کالري چيزي ننوشته‌اند. يعني هيچکس توي اين مملکت به ميزان کالري مصرفي اهميتي نمي‌دهد که اين توليد کنندگان عزيز بدانند که بايد مثل بقيه مواردي که پشت بسته‌ها نوشته مي‌شود، اين مورد را هم ذکر کنند؟

دوم - بچه هاي اين دور و زمانه عوض شده‌اند يا من از تربيت بچه‌ها چيزي نميدانم ؟ … دو فندق خواهر عادت به ديدن تلويزيون و فيلم کرده‌اند شديد … يسنا را مي‌شود با چيزي سرگرم کرد و اصولا دختر حرف‌گوشکن و مثبتي است. اما سينا براي خودش حکومت مستقلي است. ديروز برايشان از مضرات تلويزيون گفتم و اينکه سينا جان بچه‌هايي که زياد تلويزيون نگاه ميکنند ديگر نمي‌توانند به مدرسه بروند و فکر ميکردم که روي نقطه ضعفش دست گذاشته‌ام … از آنجايي که يسنا مدرسه مي‌رود و روي او هم خيلي تاثير گذاشته … بعد هم گفتم “مگه تو دوست نداري بري مدرسه؟” … توي صورتم نگاه کرد و خيلي راحت گفت نههههه نمي‌خوام يعد هم رويش را به سمت تلويزيون کرد … و بدينسان من فهميدم که خواهر عزيز چه ميکشد … !

 سوم - قرار بود نوشته  کنار صفحه وبلاگ را هرروز يا هراز چندگاهي عوض کنم … اما هر چه ميکنم دلم نمي‌آيد اين شعر را از گوشه صفحه بردارم … !

 

 

پ.ن. : نمي‌دانم اين حس مزخرف از کجا هراز چند گاهي سراغ من مي‌آيد و اينطور مي‌تواند بر تمام افکارم تسلط پيدا کند وهمه شاديهايم را خراب کند … اما … بالاخره من پيروز خواهم شد قول مي‌دهم

 


5 Comments برای "پراکنده"

  1.  
    December 1, 2007 | 10:31 pm
     

    به نظر من هم حتما موفق مي شوي ;)
    با بچه ها سرو كله زدن، خيلي حال و حوصله مي خواد
    راستي امروز هر چي زور زدم نمي دونم چرا اين وبلاگت براوز نمي شد ؟

  2.  
    December 1, 2007 | 11:46 pm
     

    بچه‌های امروز هر کدومشون فصل آخر یه کتاب هستند که فصل‌های قبلش خیلی پیچیده و غمگین پیش رفته. شک نکن.
    در مورد کالری هم راست می‌گی. البته شرکت‌های بزرگتر مثل مزمز و چی‌توز و اینا می‌نویسند ولی روی بیسکوئیت‌ها اصلاً‌ نمی‌نویسند. آخه کالری این جوجوها جلوی کالری یه دست کله‌پاچه یا یه پرس کباب قفقازی با چلو زیتون پرورده که چیزی نیست. پس دیگه چرا زحمت بدند به خودشون.

  3.  
    S.
    December 2, 2007 | 4:20 am
     

    اینجا کالری همه چیز رو روش می‌زنن و آدم غذا خودن زهرش می‌شه وقتی این ارقام رو می‌بینه. فکر کن اگر کالری یک پرس چلوکباب رو پشت بشقاب بزنن آدم چه حالی پیدا می‌کنه. مثلا یه پرس کباب هزار و پونصد کالری. وای وای…همون بهتر که آدم ندونه. روزهات شاد.

  4.  
    December 2, 2007 | 10:00 am
     

    اينجا براي خيلي از ماها ميزان كالري مهمه اما كي اين آقايون به نظر ماها اهميت ميدادن كه اين بار دومشون باشه :(

  5.  
    December 2, 2007 | 10:38 am
     

    عزيزم سلام
    در مورد کاهش وزن خيلي خوش بحالت ! در مورد کالري هم باهات موافقم!در مورد وروجک هاي اين دوره زمونه که بايد گفت خيلي باحالند….. درست بر عکس کوچيکي هاي خودمون!
    در مورد موفقيت هم مطمئن باش و هيچ شکي به خودت راه نده!
    خوش باشي

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI