اول- از اثرات فشار زياد است که گاهي اراجيف به ذهن ما ميرسد … با کم شدن فشار کاري، خودبخود بهتر ميشوي و يادت نميآيد که چه به سرت آمده يا ميآيد … اما همان قضيه مستي و راستي و آدم درعصبانيت حرفهاي دل را ميزند است که هر چه داشتيم رو کرديم … پس هنوزهم بر اراجيف خود پابرجاييم
دوم - اينجا دارد کم کم جزيي از زندگي من ميشود … ديشب خواب اين دختر نازنين را ميديدم که دارد از کشور ميرود و من براي خداحافظي با اين يکي دختر نازنين براي ديدنش رفتيم واز قضا خانم دکتري است … در صورتيکه من هميشه فکر ميکردم رشتهاش فني است … شايد هم قضيه گردهمايي جديد است که من دلم ميخواست شرکت ميکردم
سوم - امروز به تلافي همه اين يک هفته، که از رفتن به نمايشگاه طفره رفتم … مجبور شدم در يک روز باراني در يک چادر خيس بلرزم. اما صحبت با يک خارجي،تلافي سرما را از تنم درآورد … اينقدر خوشحال شده بودم که يادم رفت بپرسم که اهل کجاست و براي چه آمده و وقتي مدير عامل محترم پرسيد … فقط لبخند رضايت تحويل دادم
چهارم - مديرعامل محترم امروز گره کراوات جديدي به من ياد داد و تلافي اين چند مدت که از کم شدن بار علمي شرکت ناله ميکردم، را درآورد
پنجم - سرماخورگي و سرماي هوا باعث شده که اسکيت فعلا تعطيل شود … شايد اگر بخواهم دوباره شروع کنم، زمين خوردنها از اول شروع شوند
ششم - اين را هم از سرخوشي بنويسم که امروز از ارکستر موسيقي اتريشي شنيدم که از سازهاي ساخته شده با سبزيجات استفاده ميکنند … اين ارکستر قبل از اجرا به مرکز سبزي محل اجرا ميروند و بهترينها را ميآورند و ساز ميسازند … خيلي لذتبخش است که موسيقياي گوش کني که ني اش ساخته شده از هويج باشد …اما نکته منفي در اين است که بعد از اجرا با سازها، سوپي درست ميکنند و به خورد تماشاچيان ميدهند
سلام….:)
به به، خيلي خوبه كه اوضاع بر وفق مراد شده
بابا اين نمايشگاه شما هم كه اينگار دائمي شده! مگه چه خبره؟
در مورد گره كراوات، رفقام تا حالا n مدل بهم ياد دادن كه هيچكدومشون هم يادم نمونده
مهمترین نکته برای گره کراوات اینه که اونقدری ساده باشه که بشه حفظش کرد. واسه همین هم من با وجودی که تا حالا ۱۰ مدل رو دیدم، فقط یکش رو بلدم. چون آسونتر بوده.
سلام من تو یکی از پیراهنهایی که برای همسر خریده بودم یه تیکه مقوا بود که روش یه مدل گره کراوات رو یاد داده بود. حفظش تکردیم ولی مقوا رو نگه داشتیم تا هر وقت لازم بود استفاده کنیم. مگه دانشگاه باید چادر سر کنی دختر جان؟ و این گروه ارکستری که میگه ایران هم اومده؟ اگه بیان ایران هم وطن های گرامی واسه اون سوپ مجانیه هم که شده میرن و 20 تومن بلیط میخرن.
این آخریه من بودم.
خواب منو ندیدی؟
گره کراوات رو برای شال گردن هم میشه استفاده کرد.
چه فعال شدی خاله پر
این کلیپ رو که دیدم یاد تو افتادم که دنبال کلاس رقص میگردی. گفتم برات بگذارم که حالیشو ببری
http://www.youtube.com/watch?v=M9yugsVjfnc
اون تیکه موسیقی برای من قسمت خویش خوردن سوپه
:))
خیلی دیر اومدم
تولدت مبارکککککککککککککک … ببخشید الهی ریز ریز شه استاد که مارو اینطور خانه به دوش کرد …
الهی 100 سال دیگه باشی و بری اسکیت و با خارجیا حرف بزنی و از شغلت راضی باشی و بنویسی و من بیام بخونم!
بوس
امين عزيز…بروفق مراد که آره عزيز…با ديدن صحنه ارازل و اوباش ديشب الان خدا رو شکر ميکنم
جالبات عزيز…من اونايي که بلدم رو اين همسرخان نميگذاره که ببندم…هي يادم ميره
مريم جان….دانشگاه چادر سرم کنم رو نفهميدم يعني چه؟…
sعزيزم…فکر کنم اينکه اون يک خانم دکتر شده بود تو خواب من…برگرده به شما
پرسه جان… خدا نکنه مادر خانه به دوش بشي…با همکلاسي ها هم اينور و اونور رفتن خيلي صفا داره…
به به چه خوب که اوضاع رو به راه شده..
چقدر خوبه آدم هفته اش رو با خوندن یه پست پر انرژی شروع کنه.
به نظر من سختترین کار سروکله زدن با آدماییه که دم غرفه میان و ساک دستی میخوان 
مگه نمایشگاه تموم نشده؟؟؟ نکنه شرکتتون غرفه دائمی زده
چشم. دیگه کسی رو سوار نمیکنم. مگه اون برنامه در مورد اشرار چی بود؟؟
ليناي عزيزم…
آدم بايد دعا کنه که بلايي سرت نيارن… آخرش هم نميگن دستت درد نکنه…
خوشحالم که به نظرت پر انرژي بود … ما دوتا نمايشگاه پشت سرهم داشتيم… خيلي خوشم اومد که فهميدي سرو کله زدن با اينا چه دردي داره…
اون برنامه هم اينقدر بد و وحشتناک بود که تا صبح خواب ميديدم…اما کلا من آقاي همسر رو هم از سوار کردن غريبه ها منع کردم… آخه هميشه ميشنوي که يک بلايي سر يکنفر آوردن
من کلا فوبيا دارم تو اين جور مسايل
دست شما از بابت حذف کامنتم درد نکنه. اجرتون با آقا امام زمان
حميد جان…به جان پر من هيچي حذف نکردم…
مطمينيد اينجا نوشتيد؟…من از اين کارها نميکنم هيچوقت …
عزيزم سلام
چرا اراجيف ، خيلي هم باحال بود !
in soup sabzijat goruhe consert kheili ba mazeh bud.
پر جان
مثل اینکه ایراد از گیرنده بوده. ولی باور کن کامنت دیروز تو لیست نبود اما امروز هست. کامنت های قبلی و بعدی همه بودند الی کامنت من برای همین تصور کردم شاید حذفیدی
بگذریم. شرمنده. اینترنته دیگه شاید چشمام ضعیف شده. نشانه های پیریه فکر کنم
گلي جان … مرسي که بنظرت خوب هست
مريم عزيزم … بيا خودم برات درست ميکنم … موادشم نميگذارم کسي دست بزنه يا تو دهنش بگذاره
حميد جان خوب شد که مشکل رفع شد…آقا ما کامنت حذف نميکنيم …اگر مال شما باشه که ديگه اصلا…