
با درودي به خانه ميآئي و
با بدرودي
خانه را ترک ميگوئي
اي سازنده
لحظهي ِ عمر ِ من
به جز فاصلهي ِ ميان ِ اين درود و بدرود نيست
اين آن لحظهي ِ واقعيست
که لحظهي ِ ديگر را انتظار ميکشد
نوساني در لنگر ِ ساعت است
که لنگر را با نوساني ديگر به کار ميکشد
گاميست پيش از گامي ديگر
که جاده را بيدار ميکند تداوميست که زمان ِ مرا ميسازد
لحظههائيست که عمر ِ مرا سرشار ميکند
چقدر این عکسی که گذاشتی آرامشبخشه.:)
سلام پر جان
ايميل من : tornado2892@yahoo.com
راستي چون ايميلم رو اينجا ثبت كرده بودم فكر مي كردم داريش
مي بينم عكس دونفري انداختي
سلام…زیبا بود
چه زیباست نگریستن به خورشیدی که در پایان یک روز ؛خسته از درخشیدن به آرامی غروب میکند.
دوست عزيزم سلام
چند ماهي است که وبلاگ قشنگت رو دنبال مي کنم مي خواستم با اجازه شما پيوند وبلاگتون رو به وبلاگ خودم اضافه کنم .
salam ! mamnoon ke be man sar zadi ! ba ejaaze linketoon mikonam ke bishtar dar ertebaat baashim
وااااااااااااااااي چه عكس خوشگلي … دوست دارم هي بيام اين عكس رو نگاه كنم (: منم عكس دوتائي ميخوام
سلام پر جان
عکس و شعر زیبایی بود. نور زیاد بود خودت واضح نیستی. امیدوارم خورشید در دلت همیشه بدرخشه.
راستی ممنون که لینک دادی. چند وقته می خوام ازت تشکر کنم یادم می ره. زود زود بنویس.
پر جونم, ممنون از اون همه راهنمایی! عکس دوتایی تون هم خیلی قشنگه.
in aks vaghean ghashangeh.