در تاریخ
Thursday 1 November 2007
غمگينم … غمگين براي … !؟
که نميدانم حکم تقدير است يا امتحان الهي يا به عقيده خودم … فرصت الهي
هميشه دعا ميکردم که خداوند
نه براي من …
که براي همه انسانها بهترين را بخواهد
و … قطع و يقين ميدانم که مي خواهد
اما فرصتها را براي انسانها متفاوت ميکند …!؟
همانطور که آفرينشش متفاوت بوده
به خداي خود هميشه خوش بينم و ميدانم که از درون ما بهتر از خودمان باخبر است
خداي من … !
ميدانم که آفريدههايت را از بندگانت دريغ نميکني
ميدانم …
اطمينان دارم
باور دارم
…
وقتي هيچ کاري از دستت برنميآيد … ؟!؟
چه کار ميتواني بکني … جز دعا کردن
حالا چی شده که اینجوری شدی؟ اینها رو میگی آدم نگران میشه.
s عزیزم
این پست رو برای عزیزی نوشتم که اصلا طاقت ناراحتیش رو نداشتم و نمی دونم چی شد که بدون فکر آمدم اینجا…شاید چون سرکار بودم و نمی شد با کسی حرف بزنم
اميدوارم مشكلش حل شه