جستجو - Login
بازي سوتي

در تاریخ Sunday 28 October 2007

از مريم و امين عزيز ممنون که من را بازي دادند

 اول هر چه فکر کردم سوتي‌اي به نظرم نرسيد بعد رفتم از همسرعزيز و بقيه پرسيدم … اونها اما خوب يادشان بود

اول- اوليش مربوط ميشود به همين چندروز پيش درباره اون مانتوهايي که تو پست قبلي نوشتم… بعد از ديدن مانتوها که توسط همسرگرامي جناب مديرعامل انتخاب شده بود، داشتم به بچه‌ها در وصف بدي انتخاب ميگفتم که ديدم جلويم ايستاده

دوم - يک همکار خيلي شيطون داريم که هميشه تو مبايلش يک عالم عکس و کليپ و … از اين چيزها دارد که هر روز به ما نشان مي‌دهد و من از هرکدام که خوشم آمد، ميگويم که برايم بلوتوث کند.بعضي از آنها هم به قول خودشان فايل مردونه است و براي ما پخش نمي‌کنند. يکروز يکي سري فايل صوتي آورده بود و من خواستم که برايم بفرستد  بعد از آن هم ديگر طبق معمول فايلها را چک نکردم و موبايل رابه خانه بردم ؛ اتفاقا همان شب همه اعضا خانواده از جمله بابا و مامان و خواهرها و همسرشان همگي جمع بوديم … من يکي از فايلها را پخش کردم و چشمتان روز بد نبيند که يکي از همان فايلها با صداي بلند داشت روي مبايل من پخش مي‌شد. هنوز هم که يادم مي‌آيد خجالت ميکشم . بيشتر از من… فکر کنم همسر عزيز سرخ و سفيد شد… البته بماند که همکار عزيز هم خيلي شرمنده شد.

سوم- يکروز براي مادر همسر عزيز درباره يکي از دوستان صحبت مي‌کردم و در آخر هم به شوخي گفتم که خانمش مو روي سرش نگذاشته با ديدن چهره مادر همسر عزيز که يکدفعه دگرگون شد… يادم افتاد که پدر همسر عزيزهم  مو ندارد.

چهارم – اين يکي را خواهر عزيز يادآوري کرد اما من روي گفتنش را ندارم … شرمنده

من هم  سپيده ، s  ،جالبات ، mayra ،انيس ، حميد ، سماع ، چاي‌خور، ليلي ، پرسه عزيز را دعوت ميکنم … راستي امين يادم رفت …  :)    


6 Comments برای "بازي سوتي"

  1.  
    S.
    October 28, 2007 | 11:39 pm
     

    اوخ اوخ چه سوتی‌هایی دادی تو. چشم بذار فکر کنم چجوری می‌تونم همین یه ذره آبرویی که دارم رو هم توی وبلاگ جلوی همه ببرم حتما توی بازی شرکت می‌کنم. فکر کنم یه چند روز دیگه باشه ولی. ممنون از دعوتت. روزهات شاد.

  2.  
    October 29, 2007 | 7:29 am
     

    به به مي بينم كه منم دعوت كردي :))
    مي بينم كه سوتي دادي خفن
    پس چرا سوتي آخري رو سانسور كردي؟؟؟؟؟؟؟

  3.  
    October 30, 2007 | 12:40 pm
     

    دومین سوتیت واقعا سوتی بوده D: راستی آخریش چی بود. در گوشمون بگو.

  4.  
    October 30, 2007 | 1:09 pm
     

    wow ..it’s not easy khanomiiii…
    I should think about them, ohh this means they are so much :))hhaa thanks for invite.

  5.  
    November 1, 2007 | 7:17 pm
     

    چه سوتی‌های بانمکی دادی تو. مرسی که منم بازی.

  6.  
    November 2, 2007 | 12:34 pm
     

    مرسی ازدعوت

    اگه عمری باقی بود که انشالله هست چشم. در اولین فرصت

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI