جستجو - Login
رقص

در تاریخ Friday 19 October 2007

از روز چهارشنبه همسرخان عزیز کمردرد گرفته وخوابیده در خانه

مدتی هست که ورزش  را بوسیده ایم و به نظر من علت اصلی همین است

دیروز مسابقه رقص را نگاه می کردم که به صورت زوج  برگزار می شد ودوباره یادم افتاد که چقدردلم می خواست یکی از این رقصها را یاد می گرفتم

من عاشق رقص هستم … شاید اگر در جای دیگری به دنیا می آمدم، در یکی از گروههای بزرگ رقص بودم

چندتایی هم رقص کلاسیک ایرانی و اسپانیایی بلدم اما هیچکدام رقص دو نفره نمی شود … چندباری هم تصمیم گرفتم که جایی را پبدا کنم که بشود با همسر عزیز تمرین کرد اما نشده

حالا با دیدن این برنامه، آن حس دوباره درخشان شده

سی دی دارم که از یکی دوستان چند مدت پیش گرفتم

از آن رقصهای دونفری قدیمی است که من اسمشان را بلد نیستم

همسرعزیز را راضی کردم که با هم تمرین کنیم

حالا مانده کمردرد …؟!؟

 


12 Comments برای "رقص"

  1.  
    October 19, 2007 | 3:53 pm
     

    امیدوارم کمردرد همسر زود خوب بشه و تمرین رو شروع کنید. خیلی تمرین مهیج و مفرحی خواهد بود.
    راستی خدا رو چه دیدی شاید تو استرالیا اون گروهی که میخواهی راه انداختی!

  2.  
    October 19, 2007 | 3:55 pm
     

    منم دلم میخواد شکلک بذارم ولی هیچی اینجا نیست!!!

  3.  
    S.
    October 19, 2007 | 5:23 pm
     

    اگر اونجا بودم خودم میومدم باهات تمرین می‌کردم. راستی یک رقص هست به نام:
    west coast swing
    اگر تا حالا ندیدی سعی کن پیداش کنی. محشره. توی “یو تیوب” هم می‌تونی پیداش کنی ولی نمی‌دونم از اونجا دسترسی داری یا نه. اگر داری بگو لینکش رو می‌فرستم برات.

  4.  
    October 19, 2007 | 8:38 pm
     

    دوست جونم … خونه نو مبارك … ميدوني من چقدر هي اومدم برات كامنت بذارم نشد؟ فكر نكني به يادت نيستم ها دوستم… اميدوارم كه همسر عزيز كمردردشون خوب شده باشه ها.
    راستي شاگرد براي رقص قبول ميكني؟ سعيم رو ميكنم كه شاگرد خوبي باشم!
    (باورت ميشه يهو دلم بهت تنگ شد؟!؟)

  5.  
    Anonymous
    October 20, 2007 | 3:12 am
     

    khune no mobarak khanomi.
    omidvaram ba sorate bad kamardarde hamsar khan khub sheo shoma ham tamirin raghso shoru konid .moafagh bashid

  6.  
    October 20, 2007 | 3:13 am
     

    esmamao faramush kardam benevisam

  7.  
    October 20, 2007 | 5:43 am
     

    اميدوارم حال آقاتون زودتر خوب شه
    بيچاره رو با اين حالش مي خواي برقصوني؟؟؟؟؟؟؟
    ;)

  8.  
    October 20, 2007 | 9:22 am
     

    پر عزیز خونه جدیدت مبارک باشه. خوب شد اون بلاگر رو ول کردی. خیلی موقع ها نمیشد پیغام گذاشت برات.

  9.  
    معنویات
    October 21, 2007 | 12:51 am
     

    واااااااااای اینجا کوجاست من اومدم
    چه باحاله
    چه خوشگله
    چه قشنگه
    کاش زودتر میومدم
    برم به همه بگم ایجارو…
    در مورد رقص آقاتون زود یاد میگیره ، اگر شما زود مرخصی بگیری بری خونه وروزی دقیقا 6 ساعت باهاش تمرین کنی به مدت یک سال. موفق باشید
    “امتیاز این پست ذکر شود”

  10.  
    معنویات
    October 21, 2007 | 12:53 am
     

    چه مانتوی قشنگیییییییییی،
    برم واسیه دوست دخترم بخرم.

  11.  
    Anonymous
    October 21, 2007 | 9:42 am
     

    سلام پر.
    چطور متوری عزیزم! آمدم بازدید پس بدم از طرف وب لاگ سماع.
    پیدا کردنت اسون بود. باز هم به من سر بزن. خوشحال می شم.

  12.  
    پر
    October 21, 2007 | 9:46 am
     

    آتريساي عزيز د.نقطه پرانتز بگذاري…خودش عکس ميشه

    sجونم همون cd را دارم :)

    سپيده جونم…مرسي… منم همينطور…راستي من هي تو پارک پرديسان هرکس رو ميبينم …ميگم اين سپيده است :)

    امين جون …خودشو ناراحت نکن برادر…رقص براش خوب هم هست ;)

    myraعزيزم
    خوبي؟دلم برات تنگ شد…خوش ميگذره؟

    مريم جون…خدم هم داشت کفرم درمي‌آمد…اينقدر اينجا کيف ميکنم :)

    معنويات عزيز
    آقا اصلا نمي‌خواد بخري…خودم ميدمش به دوست دختر گراميتون :)

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI