باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به عروسی عروسکهای کودک خواهر خویش
که در آن مجلس جشن
صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی است
چهره ای نیست عبوس
کودک خواهر من در شب جشن عروسی عروسکهایش می رقصد
کودک خواهر من امپراتوری پر وسعت خود را هر روز
شوکتی می بخشد
کودک خواهر من نام تو را می داند نام تو را می خواند
گل قاصد ایا با تو این قصه ی خوش خواهد گفت ؟
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
حمید مصدق
پ.ن : اين چند روز به اينترنت کمتر سر زدم … کامپيوترم هم روشن بود اما سرم کمي شلوغ بود
امروز صبح که از خواب بيدار شدم احساس کردم که چقدر دلم تنگ شده … براي دوستاني که تا به حال نديدمشان و اسمشان را هم نميدانم
فکر نميکردم يک روزبرايم اينجا و دوستي هايش حتي از زندگي واقعي عزيزتر شوند
امروز صبح که از خواب بيدار شدم احساس کردم که چقدر دلم تنگ شده … براي دوستاني که تا به حال نديدمشان و اسمشان را هم نميدانم
فکر نميکردم يک روزبرايم اينجا و دوستي هايش حتي از زندگي واقعي عزيزتر شوند

شعر خيلي خيلي قشنگ و پر معنايي بود
راستش براي من هم اين دوستي ها و دوستاني كه توي اينترنت پيدا كردم خيلي با ارزش هستند
نمي دونم شايد چون اينها رو نديديم در انتخاب شون كاملا اختيار داشتيم و در رودربايسي قرار نگرفته ايم
راستي از گل قشنگت هم ممنون
بابا كپي رايت
دنیای مجازی پشت این شیشه دنیای عجیب و پرماجرایی است.شعرت خیلی خوشگل بود
اگر بگم با دیدن این شعر حالم به خودی خود بهتره باورت میشه؟ اینجا جمعه صبح حدودهای 8:30 هستش. یه چیزی حدود جمعه 7 شب تهران. مثل تمام هفتهی پیش با اکراه از تخت اومدم پایین. من همیشه حس میکنم اگر از تخت پام به زمین نرسه یعنی هنوز روز شروع نشده. اول رختکن رو چک کردم بعد هم یه سر مثل هر روز اومدم اینجا. رنگ اون گل آفتابگردون، حال و هوای این شعر، و این همه محبت تو دوست ندیده حالم رو خیلی بهتر کرد. ممنونم ازت پر نازنین. آدمها گاهی کاری میکنن برای کمک به دیگری ولی خودشون نمیدونن چقدر کمکشون تاثیر داشته در طرف. فقط خواستم بگم خیلی ممنونم و با دیدن دل مهربونت بهترم. تو دوباره منو بردی به “سر رود خروشان حیات”. خیلی مرسی دوست من. از راه دور دوستت دارم زیاد.
ظهر بود چند دقیقهای وقت داشتم دوباره اومدم اینجا این گل زیبا رو نگاه کنم و شعر رو یه دفعه دیگه بخونم. باز هم ممنونم.
S عزيز
اين پستم رو از ته دلم نوشتم…خوشحالم که ميگي خوب منتقلش کردم… نميدونم چرا اينجا يکجوري شده
دوستيهاش واقعي تر هست انگار…شايد براي اين هست که من کسي رو نميبينم و فقط احساسها و حرفها هست که منتقل ميشوند
امين عزيز
تو راست ميگي دقيقا همين موضوع درست هست… اينجا مجبور نيستي با کسي حرف بزني يا حرف کسي رو گوش بدي
تازه يکبار عکس رو فرستادم …بعد ديدم کپي رايتش رعايت نشده… پس دوباره گذاشتمش …گفتم يک وقت احيانا ندزدنش
انيس عزيز
خوشحالم که از شعر خوشت اومده … به عکسهايي که از بردياي خوشگل ميگذاري که نميرسه
salam…shere zibaee bood….
پر عزیز ما حدود 7 - 8 ماهی میشه که در خونمون هم از اینترنت ای دی اس ال استفاده میکنیم، و از اون موقع تو خونه هم همش وصلیم. یه جوری اینترنت جزء زندگی هر دو مون شده که وقتی میریم مسافرت و یا مهمونی طولانی انگاری یه چیزی رو گم کردیم. نمیدونم خوبه یا بد اما این حقیقتیه که دیگه باید عضوی از این دهکده جهانی بود.من هم دوستای این دنیام رو نادیده دوست دارم. از شعر قشنگت هم خیلی ممنون.
شعرخیلی قشنگیه.
زندگی دردنیای مجازی علاوه بر جذابیتهای خاص خودش، اعتیادآور هم هست. من که وقتی مسافرتی میرم یا خیلی سرم شلوغه و وقت اینترنت گردی ندارم، همش منتظر اون لحظه رسیدن به خونه ام تا بپرم پای کامپیوتر و ببینم چه خبر جدیدی شده. ماجراهای دوستان وبلاگ نویس هم که جای خود داره.
shoma rast migin in dustihaye majazi jaye taghdir dareh.toye in modat ke khabari azatun nabud modam be weblagetun sar mizadam va ba naomidi bar migashtam .emruz shanbast saram khalvat tare .neshstam poshte computer va didam ke up kardin.
sher ghashngie mesle baghie shehraye hamid mosadegh ,sotudanie.
khosh bashid.
eaglebigعزيز
خوشحالم که خوشت اومده
مريم عزيز
باور نميکني که من بهترين دوستهام را اينجا تو اينترنت پيدا کردم
با يکيشون الان فکر کنم 7 8 سال بشه که آشنام و هيچوقت نديدمش
آتريساي عزيز
من اسمش را اعتياد نميگذارم..شده وقتهايي که کار داشتم و اصلا نيامدم اينجا
راستي اينهم خيلي جالب بود که امين گذاشته تو وبلاگش…ببين
http://sinehsorkh.blogspot.com/2007/09/how-addicted-to-blogging-are-you.html
mayra عزيز
من هم همينطور هستم
وقتهايي که ميام و ميبينم يکي چيزي ننوشته براي يک مدت طولاني با خودم فکر ميکنم اگر ديگر نيايد چي؟
مرسي عزيز