من عاشق اين بازيهاي وبلاگي هستم و کيف ميکنم که يکي منو دعوت ميکنه
اول از جالبات عزيز ممنون که منو به اين بازي دعوت کرده
بازي در مورد عکس بچگي هست…منم کلي خودمو کشتم اين دوتا عکس رو پيدا کردم … چون خونه مامان عزيز دارن کند و کاري ميکنند و شتر با بارش گم ميشه…چه برسه به عکس بچگيهاي من
اگر گفتين تو عکس بالا “پر” کدوم هست؟
***
براي ادامه بازي من هم سپيده ، امين، انيس، هما، ،مريم ، پرسه و ميرا رو دعوت ميکنم
***
پ.ن یک: خیلی خرسندم که هیچکس نتونست منو بشناسه…تو این عکس جمیع بچه های فامیل هستند که هیچکدوم هم ایران نیستند … دلم برای همشون تنگه…من از همه کوچیکترم
پ.ن دو: من همیشه گردن درد داشتم و دارم که میگفتند برای زیاد نشستن پشت کامپیوتر هست…نگو ریشه در کودکی دارد…ملاحظه بفرمایید که مامان خانم چطوراین بچه نوزاد رو دادن دست مردم که گردنش اینجوری آویزون بشه

وای چه با مزه منم میام به بازی البته اگه منظورت منم.
خوب تو عکس بالا اولین مظنون به پر اون دختر کوچ.لویی هستش که از همه کوچیکتره و داره به افق نگاه میکنه و دومین مظنون اونیکه به دوربین نگاه میکنه و یه چشمش بشتشت.
پر جونم اول اینکه ممنون که دعوتم کردی … فقط اینکه این بازی چه جوری هست؟ من یه خورده خنگم تو ببخش خودت .. یعنی من هم باید عکس کوچیک یامو بذارم تو وب لاگم؟ چقدر با مزست این عکست معلومه که چشمای درشتی داری دختر جون ها … وبعد به نظر من تو یکی از اون دو تا دختری هستیکه موهای چتری دارن یکیش اونی هست که کنار لباس آبیه ایستاده داره دست میزنه یکی هم اونی هست که بلوز سفید قرمز تنش هست ….
اون بچه تپله که تولدشه تویی؟ لباس آبیه. گردالو بودی بدتر از من ها
مرسی که منو دعوت کردی اما من عکس بچگی هام اینجا نیست. بازم مرسی
هماي عزيز
حدس ميزدم که عکس نداري اونجا
ما که ايرانيم…سال تا ماه وقت نميکنيم عکسي ببينيم
اما فکر کردم شايد هم بد نباشه اگر کسي بتوونه برات ايميل کنه…کلي خاطره يادت مياد
باور کن اون عکس اول رو وقتي اوردم…همسر عزيز گفت من هيچوقت نديده بودمش
vay cheghadr nazo ba mazeh bud
par aziz
man iran budam .vali taghriban chand mahi ke az iran umadam..
سلام

من هم فكر كنم كه اون لباس آبيه باشي
احتمال دوم رو هم براي اون دختره كه كنار اون پسره كه لباس سبز داره مي گذارم
مرسي كه من رو هم دعوت كردي
برم بگردم عكس پيدا كنم
الهی دست به خاک میزنی طلا بشه دختر!
سر اون بازی یلدابازی هیچکی منو دعوت نکرد!!! … نزدیک بود از ناراحتی سیگاری بشم … حالام که دیدم هیشکی منو دوست نداره برا تولد وبلاگم فردا گفتم خودم هنجارشکنی میکنم و عکس یه سالگیمو میذارم … راستی تولد پستوی کوچولوی ما تشریف بیارین … با کادو البته!
شاد باشی
وای اون لپها رو ببین. عجب مودب جلوی دوربین آروم نشستی خوشم اومد.
کجایی دوستم؟ به بازی دعوتمون کردی و رفتی؟؟؟ نمیخوای بگی جواب سوالت رو؟
خيلي خوب بود