جستجو - Login
اينم از اخر تيرماه

در تاریخ Sunday 22 July 2007

يکم - من همچنان نه پنج‌شنبه و نه‌جمعه را در خانه به بسر نميبرم
پنج‌شنبه مهموني- جمعه ازصبح کلاس… بعد از ظهر هم از بيخوابي سر درد داشتم اما همسرجان عزيز دلش ميخواست بره تئاتري که خانواده محترمشون دسته جمعي ميرفتند و ما رو هم دعوت کرده بودند
منم که خراب رفاقتم و گفتم باشه ميام …هرچند که از اين تئاترهاي مسخره‌بازي خوشم نميامد
اما رفتم
جالب اينکه اولش خانم خانم نشسته بودم …اما آخر برنامه کم مونده بود که منم بلندشم و برقصم
خيلي عالي بود و احساس کردم که چقدر به يه همچين شادي نياز داشتم …عضلات صورتم خوب ورزش کردن از بس خنديدم
راستيم که خانواده همسر عزيز بلدند چجوري از زندگيشون لذت ببرند
برنامه که تموم شد من ديگه سردرد نداشتم
نتيجه گرفتم که سر درد من از کم خوابي نبود …تلقين خودم بود
امشب هم گفتن بريم يه تئاتر ديگه…من هم با دل و جون قبول کردم
راستي تئاترش تو سينما گلريز بود و خيلي شاد…به نظرم ارزش ديدن داره اگر ميخواين يه چند ساعتي شاد بشين و همش بزن و برقص ببينين حتما بريد

دوم- زدن چشم و چال اين پرشين بلاگ بدبخت رو درآوردند
اين هکرها کار قشنگ بلد نيستند انگار

من هم از همينجا با همه بچه‌هاي پرشين بلاگ همدردي ميکنم
از اخبار شنيدم که مدير سايت پرشين بلاگ قول داده که اطلاعات هيچکس از بين نخواهد رفت
حالا پرشين بلاگ رو خراب کردند اما هيچ وبلاگي رو امروز به روز شده نديدم
اهالي وبلاگستان کجاييد…؟!؟
سوم- من دلم ميخواد اين چند روز تعطيلي برم کردستان يا يه جايي که تا حالا نرفتم اما هيچ هتلي به ما جا نميده
من رو بگو که گفتم حتما به علت نبودن بنزين، هيچکسي هيچ جا نميره
زهي خيال باطل
راستي چرا همه هتلها رو تورها ميگيرند…؟!؟
کسي يه جاي خوب که بشه هتلم هم بگيري سراغ نداره…؟!؟

17 Comments برای "اينم از اخر تيرماه"

  1.  
    انیس
    July 22, 2007 | 1:09 pm
     

    سلام عزیزم خوبی
    آره من هم حسابی دلتنگ شده بودم آخر تمام بار و بندیلم را جمع کردم و اسباب کشی کردم رفتم بلاگفا
    این آدرس جدید من است
    http://kangaroosland.blogfa.com
    راستی باز هم تعطیلی است !

  2.  
    Amin
    July 22, 2007 | 7:48 pm
     

    سلام
    خوشحالم كه تئاتر خنده داري پيدا كرديد، من يك بار رفتم تئاتر كه گريه آور بود
    :(
    به به بروبچ پرشين بلاگ هم كه ميبينم بايد بياند دنبال آدرس بلاگ اسپاتي باشند
    :))

  3.  
    S.
    July 23, 2007 | 5:06 am
     

    توی تئاتر گلریز من سه سال پیش یه تئاتر دیدم به نام “قهوه خونه‌ی پدری زری خانوم” که کلی خنده‌دار بود. مخصوصا برای منی که سالها ایران نبودم خیلی جالب بود. نمی‌دونم همون رو رفتی یا برنامه‌ی جدید اومده.
    برای دیدن وبلاگهای پرشین بلاگ هم به جای دات کام آخر آدرسشون بزن دات آی آر می‌تونی وبلاگ رو ببینی. يعنی بزن:
    .ir
    کردستان هم رفتی جای منو خالی کن. منم تا حال کردستان رو ندیدم ولی از جاهایی هستش که دوست داشتم می‌دیدم.

  4.  
    par
    July 23, 2007 | 5:36 am
     

    سلام
    انيس جون … شنبه تعطيل هست
    امين جان
    مشکل منم اين بود که فکر ميکردم اگر تئاتر ميرم بايد محتوي داشته باشه…نه اينجورام نيست يه کم هم بايد شاد بود
    :)
    sجونم
    منم تعريف اون تئاتر رو شنيدم اما نرفتم …چه خوب که مياي ايران از اين جاها ميبرنت…ايندفعه خودم ميبرمت کردستان بزار برم ببينم چه خبره اول
    ;)

  5.  
    مریم
    July 23, 2007 | 8:36 am
     

    سلام پر عزیز
    من از قبل فکر روز مبادا رو کرده بودم و وبلاگی با عنوان www.migranthelp.blogfa.com داشتم.

  6.  
    S.
    July 23, 2007 | 3:52 pm
     

    راستش میام ایران همه‌ی روز و شب توی خیابونها پلاس هستم. کسی جرات داره جایی بره و به من خبر نده؟ :) خودم کنه می‌شم می‌رم. این رو هم بلیطهاش تا ماهها نبود من اومدم ولی آشنا پیدا کردم 4 تا بلیط گرفتیم رفتیم. کنسرت فرمان فتحعلیان هم رفتم. کنسرت گروه باراد که خیلی‌ها نمی‌شناسن. یه خروار تئاتر در تئاتر شهر مثل لیلی و مجنون و دوستت دارم با صدای آهسته و زائر و چند تای دیگه رفتم. سینما هم که راه به راه…شبهای روشن و از این چیزها. خلاصه که من میام ایران زیادی توی کوچه هستم. نه دیدن فامیل میرم و نه میذارم کسی بیاد دیدنم چون اینجوری وقت آدم از بین می‌ره با دید و بازدید‌ها. یه روز می‌شینم هر کی می‌خواد بیاد میاد نیومد هم می‌دونن که دیگه خونه نیستم. دفعه‌ی آخر هم که اومدم اصلا به کسی نگفتم که اومدم راحت ولی خوب وسط بازار تجریش دختر خاله‌ی مادرم بنده رو دید در حال پیراشکی خوردن و در و دیوار رو تماشا کردن. :) اومدم ایران کردستان رو پایه هستم.

  7.  
    par
    July 24, 2007 | 5:26 am
     

    sجونم
    چه عالي …من اکثرا بليط کنسرت گيرم نمياد
    مگر اينکه يکي از اون طرف بياد و من مجبوربشم براش يه کاري بکنم
    اما حتما کردستان ميبرمت
    ميدوني… من خيلي جاهاي ايران رو نديدم
    و الان خيلي بهتر شده براي اينکه بخواي مسافرت کني…هتل خوب هست…راهها بهتره
    حيفه آدم نره و نبينه

  8.  
    mayra
    July 24, 2007 | 10:19 am
     

    man ham sinama golriz chandta namayesh tanz didam ke kheili ba mazeh bud.
    rast migid vaghean bazi mavaghe lazeme kami ham be bazigushi rohao jan tavajoh kard,
    khosh bashin

  9.  
    پشملبا
    July 25, 2007 | 11:15 am
     

    چه عجب یکی از محسنات خانواده شوهر چیزی گفت!
    واسه مسافرت هتل های شهرهای کوچیک رو انتخاب کنین. در ضمن آذربایجان خیلی قشنگ و دیدنیه. بد نیست یه امتحانی بکنین.

  10.  
    سپیده
    July 29, 2007 | 5:04 am
     

    پر جونم …ببخش که دیر رسیدم … من یه مدتی بود که سرم خیلی شلوغ شده بود … خوشحالم که بهت خوش میگذره … من عاشق تئاتر و کنسرت موسیقی هستم … جای من رو هم خالی کن تو این جور مواقع… اگه مسافرت هم رفتی امیدوارم بهت خوش گذشته باشه ..

  11.  
    eaglebig
    July 30, 2007 | 6:01 am
     

    salam … mitunid berid hotel spinas too astara kenare daryachehe estil jaye toopie!! jaye khali ham dare vase akhre hafte.

  12.  
    پرسه
    July 30, 2007 | 5:12 pm
     

    چه جالب! … من خيلي وقت پيش برات كامنت گذاشته بودم اما نيست … تو كامنتم ازت اجازه گرفته بودم براي اينكه به پستوم لينكت كنم … البته لينك كردم تموم شد رفت!!! :)

  13.  
    پرسه
    July 30, 2007 | 5:13 pm
     

    چه جالب! … من خيلي وقت پيش برات كامنت گذاشته بودم اما نيست … تو كامنتم ازت اجازه گرفته بودم براي اينكه به پستوم لينكت كنم … البته لينك كردم تموم شد رفت!!! :)

  14.  
    سپیده
    July 31, 2007 | 4:48 am
     

    کجایی دختر جون کلی دلمون بهت تنگ شده… نکنه هنوز از مسافرت برنگشتی دوستم؟

  15.  
    مریم
    August 1, 2007 | 6:48 am
     

    آره پر عزیز
    migranthelp من همون مریم
    هستم.

  16.  
    دخترخوب
    August 1, 2007 | 2:07 pm
     

    منم تاتر دوست دارم ولی متاسفانه کمتر پیش میاد که برم.
    دوست گلم امیدوارم یه جا با هتل خوب پیدا کنی و هزارررررتا بهت خوش بگذره.

  17.  
    par
    August 2, 2007 | 5:22 am
     

    پشملباي عزيز
    خانواده همسر عزيز خيلي خوبن …اينقدر که من هميشه خدا رو شکر ميکنم
    :)
    پرسه
    چه عجب خانم
    وبلاگ که قابلي نداره

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI