جستجو - Login

در تاریخ Saturday 19 May 2007

ساکت ميشم و به روي خودم نميارم که چقدر ناراحت شدم
در رو مي‌بندم و ميرم سر کارم
با خودم فکر ميکنم که براي من نگران بود آيا …يا که …؟
نمي‌تونم چيزي رو حدس بزنم
بيشتر معني کوچک کردن ميداد تا نگراني
هرچند که
من به پشتيباني بيشتراز نگراني نياز داشتم

5 Comments برای ""

  1.  
    mayra
    May 19, 2007 | 11:12 am
     

    متاسفانه هميشه آدما نمي تونن طرف مقابلشون رو بفهمن و بدتر از اون اينه كه فكر مي كنن چه خوب رفتار كردن

  2.  
    mehrnaz
    May 22, 2007 | 1:29 pm
     

    ولي به نظر من اگه كسي بخواد پشتيبانت بشه ميگي من نگران ميخوام؟؟؟
    بخواد نگرانت بشه ميگي من پشتيبان ميخوام؟؟؟
    first say what do you want plz!
    :-)

  3.  
    مریم
    May 22, 2007 | 4:09 pm
     

    par e azizam enghadr feshrhaye ejtema roomoon hast keh vaghean bayad kheili chiza nadide gerefte shan. bishar e raftarayee keh az maha sar mizane faghat be dalile feshare.

  4.  
    par
    May 23, 2007 | 6:40 am
     

    مهرناز جونم…خوب وقتي پشتيبان ميخوام…پشتيباني کن و وقتي نگراني…نگران باش
    :)

  5.  
    par
    May 23, 2007 | 6:46 am
     

    مريم عزيز
    اين پرشين بلاگ نگذاشت اونجا کامنت بگذارم
    آخه با اين همه مشغله بايد بقيه رو هم قانع کني…اين خيلي سخته
    mayra
    راست ميگه…خودشون فکر ميکنن که کارشون درسته
    مرسي که با اينهمه مشغله اينجا اومدي
    :)

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI