جستجو - Login
سکوت ميکنيم

در تاریخ Saturday 14 June 2008

يکم سرم شلوغ است … بازهم برنامه هاي خوب خوب ريختم ;)

ننوشتم چون قرار بود ديگر غر نزنم  … انگار عادت کردم … تا عصباني ميشوم به خودم ميگويم غر ميزني

عزيزي دارد مي‌رود مثل باقي عزيزاني که رفتند و عادت کرديم … اين عزيز شايد جاي بهتري مي‌رود و برايش هم خوشحالم و هم نگران

هميشه دلم مي‌خواست اولين کسي باشم که مي‌روم … حالا هرکجا که باشد … طاقت رفتن عزيزان را ندارم

پ.ن. : s عزيزم …  اينبارخيلي عکس نگرفتم … اين عکس را اما خيلي دوست دارم … درياي کيش است که اصلا دلت نمي‌ايد ترکش کني … من عاشق اينجام … نمي‌دانم رفته‌اي يا نه اما اميدوارم زود زود آنجا بينمت :)


19 Comments برای "سکوت ميکنيم"

  1.  
    June 14, 2008 | 8:52 am
     

    خوب خدا رو شکر پرپری که یه نفر پیدا شد که این جوجه اردک زشت رو ریبا ببینه.
    قربونت برم پر پرک مراقب خودت باش . هر جا که هستی
    ————-
    پر : آخي کجاش اينني بود که ميگي … بچه به اين خوشگلي و خوردني … چه خوب که اين عکس رو پيدا کردي … من عاشق عکسهاي بچگي هستم … بوس

  2.  
    June 14, 2008 | 12:16 pm
     

    پر عزیز
    کیش گرم نبود خیلییییییی
    ———-
    پر : مريم جون کيش گرم بود اما ميدوني که اينجور جاها کمتر احساس گرما ميکني … دم ساحل هم اينقدر باد بود که اصلا گرمت نميشد … عصرها هوا اينقدر خوب بود که ميشد قدم بزني اما ظهرها نه و آفاب ميسوزوند
    ما بيشتر ساحل بوديم … راستي من پلاژ رو هيچوقت نرفته بودم و فکر ميکردم که خوب نباشه … اما پلاژي که براي خانها گذاشتن خيلي خوب و تميز هست … حتما امتحان کن … اصلا بيا يکبار با هم بريم

  3.  
    June 14, 2008 | 5:09 pm
     

    به به؛ مي بينم راه افتادي ايران گردي
    آره كار خوبيه تا رفتن درست نشده همه جا رو برو كه وقت تنگ است
    ;)
    ————–
    پر : ايران گردي که نه امين جون … خيلي دوست دارم ايران گردي بکنم اما من بد مسافرتم … براي همين خيلي جاها بخوام هم اين همسرخان ميگه ميري اذيت ميشه… راستش تازگي دارم به اين نتيجه ميرسم که خيلي جاها رو من حتي اسمش رو هم نشنيدم … همين شمال که شايد همه مان بيشتر رفتيم هاا کلي جاهاي قشنگ داره … تا رفتن هم فکر کنم که خيلي وقت هست امين جان … حالا حالاها ميتونم بگردم ;)

  4.  
    June 14, 2008 | 8:31 pm
     

    خوش باشي هميشه عزيزم … هر جا كه هستي … ما رو هم از عكسات بي نصيب نذار :)
    ————–
    پر : سپيده جونم فعلا شما بايد ما رو از عکسها بي نصيب نگذاري … نري سرت شلوغ بشه و وقت نکني اينجا بياي هااا … دلم برات تنگ ميشه و اميدوارم زود زود دوباره ببينمت

  5.  
    June 15, 2008 | 11:42 am
     

    غر زدن هم بخشی از زندگی روزانه است عزیزم.امیدوارم بزودی مسافر شوید.
    —————
    پر : مرسي انيس جونم … دوست دارم که زود مسافر بشم … براي من غر شده همه زندگي براي همين دارم با خودم دعوا ميکنم … برديا گل رو عوض من ببوس

  6.  
    S.
    June 15, 2008 | 5:48 pm
     

    وووووووووی من که حال کردم با این عکس پر نازنین. هیچوقت دریای جنوب رو از سمت ایران ندیدم پر گلم. خیلی دوست دارم یه روز برم جنوب و دریا رو ببینم. خلیج فارس و تش بادی که می‌گن اونجا می‌وزه و روح و جسم رو با هم آتیش می‌زنه رو تجربه کنم. ولی یه دفعه که از اینجا رفته بودم دوبی پاچه‌های شلوارم رو زدم بالا و ساعتی از نیمه شب که یادم نیست چه ساعتی بود تا زانو رفتم توی خلیج. اونشب مه غلیظی بود و چشم چشم رو نمی‌دید. تاریکی بود و موجهای نرم آب و گاهی لنجی که نزدیک می‌شد و از دور توی مه می‌شد چراغهاشو دید. من دریای جنوب رو از انور آب فقط تجربه کردم و حسرت دیدن سمت خودمون به دلم مونده. راستش رو بگو اینجاها که می‌ری گاهی می‌گی جای اس. خالی؟ یه روز صبح که دریا رو می‌بینی می‌گی که می‌دونی من دلم اونجا مونده؟ خیلی جاهای ایران رو ندیدم پر نازنین. سنی نداشتم که اومدم. ۱۶ سالم بود و بیشترش هم جنگ بود و مسافرتی در کار نبود. برای همین فقط قسمت‌هایی از ایران رو دیدم که هر روز اون منظره‌ها توی ذهنم زنده می‌شه. یه روزی میام. یکی از همین روزهای زود بر می‌گردم. ممنون که دلم رو با این عکس زیبا شاد کردی. سفرهات همیشه به خوبی و خوشی در کنار عزیز دلت. روزهات شاد دوستم. بازم ممنونم.
    ——————————
    پر : حتما بايد کيش بري مطمِن هستم که خوشت مياد … يک آرامشي داره اونجا که نگو … sجونم براي اين نوشتم غر نميزنم چون غواصي رو هم براي خانمها ممنوع کرده بودند … نميدوني چقدر اين دريا قشنگه حتي وقتي شنا ميکني همه ماهيا و حيوونهاي ته آب رو ميبيني … رنگ وارنگ … چرا يادت هستم وقتايي که سفر ميرم … راستش رو بگم دفعه قبلي که شمال بودم و هوا معرکه بود هر روز صبح که از خواب بلند ميشدم يادت ميافتادم
    اميدوارم زود زود بياي و جاهايي که دوست داري رو ببيني … مرسي که عکسها رو دوست داري و برام مينويسي

  7.  
    لینا
    June 16, 2008 | 7:45 am
     

    به به چه دریای آبی.. شنیدم این چند وقت هوا توی کیش خیلی خوب بوده.
    آفرین که بازم برنامه های خوب ریختی :) منم چندتا جا توی ایران رو خیلی دوست دارم قبل از رفتن ببینیم مثل روستای مصر، کندوان و .. امیدوارم که بشه برنامه ریزی کرد و رفت :)
    راستی مسافرت ما هم خوب بود و خوش گذشت ولی طبق معمول وقتی برگشتیم یادم اومد که ما چرا زیاد عکس نگرفتیم :(
    —————
    پر : لينا جونم اين روستاي مصر کجاست … من حتي اسمش رو هم نشنيدم … از مسافرتهات بنويس حتما به درد ما هم ميخوره … هميشه به سفر عزيزم

  8.  
    samae
    June 16, 2008 | 7:56 am
     

    پر جونم چه طوری؟دیشب خوابت را دیدم. با هم یک جای عجیب بودیم. همیشه بری جاهای خوب خوب و کارهای خوب خوب بکنی.
    —————
    پر: خواب چي ديدي؟ خوب بيا پيشم ديگه … من تنبلم … تو تنبل نباش :)

  9.  
    June 18, 2008 | 6:56 pm
     

    عکس قشنگیه!
    ای بابا!!! غر نزن دیگه! دهههههههههه!! (dehaaaaa خوانده شود!)
    ;)

  10.  
    June 19, 2008 | 11:50 am
     

    سلام….همیشه خوش باشید…

  11.  
    مهرناز
    June 19, 2008 | 7:28 pm
     

    ;-(

  12.  
    June 22, 2008 | 7:55 am
     

    پر عزیزم
    احساست نسبت به دریایی کیش رو درک می کنم چون من هم همین احساس رو دارم
    امیدوارم لحظات خوبی رو در پیش داشته باشی.

  13.  
    samae
    June 22, 2008 | 11:01 am
     

    ای بابا پر بنویس دیگه. سکوت نکن. خسته شدم این قدر امدم ننوشته بودی. راست گفتی ها واقعا انگار ادم بهتره که امتحان داشته باشه!تکلیفش معلوم تر است.

  14.  
    June 22, 2008 | 4:43 pm
     

    سكوت خيلي وقتا خوبه… البته اگه آرامش بعد از طوفان نباشه (شكلك خنده)
    رسيدن به خير و هميشه به سفراي خوب…

  15.  
    لینا
    June 23, 2008 | 7:40 am
     

    سلام سلام. اینم یه لینک در مورد روستای مصر. http://www.irandeserts.com/mesr.htm لینکهایی که سمت چپ پایین صفحه هستش رو هم ببین. :)

  16.  
    June 23, 2008 | 7:44 am
     

    اتفاقاً غر زدن یه موقعهایی خوبه :-) آدم باید یه جوری خودشو خالی کنه دیگه. ما هم که این وبلاگهای بیچارمونو گیر میاریم برای غر زدن!!! ایشالله تو هم به زودی میری و ما هم بعدش میایم ;-) موفق باشی پر عزیز. درضمن من لینکت کردم.

  17.  
    mayra
    June 23, 2008 | 8:50 pm
     

    Belakhre emtehana tamum shod…saram hesabi sholoogh bud..hala bayad ye barname vase Iran umadan berizam..in akse jazire kish mano be yade khaterate ghadimiii andakht mersii..in jaee ke mn hastam por az darayachast ke fagaht tuye tabestun ghashangan

  18.  
    Lina
    June 29, 2008 | 12:29 pm
     

    سلام. من یه لینک برای روستای مصر اینجا نذاشته بودم؟؟

  19.  
    lina
    June 30, 2008 | 9:23 am
     

    این یه لینک برای روستای مصر :)
    http://www.irandeserts.com/mesr.htm
    ———–
    پر : مرسي لينا جون رفته بود تو منتظر تاييد … وقتي کامنتها لينک داره پابليش نميکنه
    الان ديدمش … مرسي…بوس

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI