چند روز پيش يک متن انگليسي به دستم رسيد که يک خبر بود و ظاهرا نبايد که خيلي سخت ميبود اما من هيچ چيزي از مطلب نفهميدم … طبق معمول از خودم و اينهمه وقتي که براي خواندن اين زبان صرف کرده بودم نااميد شدم
اين چند مدت توي همين فکر بودم که چند نامه و برخورد فارسي داشتم و فهميدم که من بعد از سي و چندسال زندگي و حرف زدن به زبان فارسي، هنوز خيلي کلمهها حتي به گوشم هم نخوردهاند
امحا ، مماشات ، منات اعتبار، زرث قاطع (که اين آخري را اصلا نميدانم که چجوري مينويسند)؟!؟ …
گويا اين لغتها و خيليهاي ديگر بطور متداول در نامهنگاريهاي ما استفاده ميشوند … از خيليها که پرسيدم معني را ميدانستند … اما من و خيليهاي ديگر که شايد در کار روزمره، نامه نگاري آنچناني نداريم اصلا به گوشمان هم نخورده
خداوکيلي اين لغتها را از کجا ميآورند ؟!؟…
به نظر من خیلی هم لغات متداولی نیستند. عجیب نیست که نمی دانی؟!
والا اينا فارسي نيست عربيه!
البته من توي گزارشام و نامه هاي اداريم خيلي سعي ميكنم كه از كلمات عربي اين شكلي استفاده نكنم ولي خيلي وقتها هم يه معاون مسخره داريم كه دست ميبره تو نامه و به جاي با اين وجود ميذاره معهذا … يا مثلا علي اليحال … فلذا…
مماشات رو مي دونم كه ميشه مدارا كردن
منم بقيش رو نمي دونم؛ فكر كنم اعراب بهتر از ما بفهمند
خوش باشي
منم هیچکدوم این کلمات رو نشنیده بودم. البته خیلی هم عجیب نیست چون هر سال یه سری کلمه عربی به واژگان متداول در مکاتبات رسمی اضافه میکنن مثل تبرج.
پاک از فارسی خودم نا امید شدم. فقط همون مماشات رو میدونستم. ولی یه چیزی هم هست پر عزیز اینکه متنهای انگلیسی خبری به سبک خبرنگارها نوشته میشه. یعنی من بعد از سالیان سال اینجا بودم تازه میتونم بخونم و بفهمم چی داره میگه. روزنامههای اینجا رو که بخونی میگی چیییییی؟؟؟ خلاصه که به خودت سخت نگیر.