جستجو - Login
پر

در تاریخ Tuesday 6 May 2008

پر يک آدم عادي است که دلش مي‌خواهد ساده زندگي کند … دلش به محبت همسر عزيز و يک جمله دوستت دارم او … دلش به ديدن و بازي با دو فندق خواهر … دلش به ديدن و بوسيدن پدر و مادرش در آخر هفته ‌ها خوش مي‌شود. 

دلش از ديدن خوابيدن دختر کوچک خواهر با بلوز جا مانده‌اش و دلتنگي او پَر مي‌کشد

آرزو دارد در يک گوشه دنيا با همسر و فرزندش که هميشه دلش مي‌خواسته که پسر باشد و اسمش را سام بگذارد زندگي راحتي داشته باشد … مهم نيست چقدر پول درمي‌آورد، مهم اين است که دلش خوش باشد … دنبال آن خوشبختي هميشگيش است که هيچ‌کجا پيدايش نمي‌کند

شايد هم هميشه داشته و دارد اما خودش نمي‌داند … دنبالش مي‌گردد تا پيدايش کند … اينجا يا هرجاي ديگر.

پر دوست دارد تجربه کند … خطا کند … اشتباه کند … جلو برود … پشيمان شود …سرش به سنگ بخور … و شايد هم برگردد

پر مي خواهد دودل شود … شک کند … اصلا خيلي وقت است که دودل است و به روي خودش نمي‌آورد

راهي را که رفتي بايد تمامش کني … دست پُر يا خاليش فرقي نمي‌کند  مساله اينست که خواستي بروي و رفتي.

اين خودش يک قدم است … جلوتر از تو و اون و اون‌يکي

فکرهايش را کرده‌است خيلي جلوتر از آنکه تو بگويي … خيلي وقت است که فکرهايش را کرده … هنوز هم دارد فکر مي‌کند … فکرهايش که تمام نمي شود …!

اما خوشبخت بودنش با خوشبخت بودن تو شايد فرق دارد … مثل زندگي‌ کردنش

پر مي ‌خواهد ساده زندگي کند … مي‌خواهد تجربه کند … خطا کند … !

 … اما خوشبخت باشد

پ.ن.: گفته‌ام که پدرم هميشه ميگويد خوشبختي به آرامشي است که در درونت داري و من خيلي به حرفش اعتقاد دارم …؟!؟


18 Comments برای "پر"

  1.  
    May 6, 2008 | 2:41 pm
     

    اميدوارم پر هميشه خوشبخت باشد
    اميدوارم قدم هايش او را به آرزوهايش نزديك كند
    ;)
    ————
    پر : مرسي امين جون … من هم اميدوارم تو تکليفت زودتر معلوم بشه و تصميمت رو بگيري ;)

  2.  
    May 6, 2008 | 2:43 pm
     

    آفرین به پر و آرزوی موفقیت برای او. این دودلی گهگاهی به ذهن من هم خطور میکرد. ولی انتخاب درست بوده و باید جلو رفت
    ————-
    پر : مرسي مريم جون … !

  3.  
    مهرناز
    May 6, 2008 | 5:20 pm
     

    فقط یادت باشه زندگی همونجوری قشنگه که تو دوست داری….همین!
    ————
    پر : من اينجوري دوست دارم مهرناز جونم … ميدونم که دلم براي اون چيزهايي که دارم و شايد از دست بدم پر بکشه اما ميشه دوباره بدست بيان … نه؟

  4.  
    May 6, 2008 | 7:46 pm
     

    درود

    پر ظرفیت این زندگی را دارد .. پر خوب زندگی می کند .. زندگی پر را دوست دارد .. پر زنده است.

    بدرود
    —————
    پر : مرسي پرهام جان :)

  5.  
    S.
    May 7, 2008 | 7:36 am
     

    پر نازنین من فقط همین رو یاد گرفتم که خوشبختی حس کردنیه و به دست آوردنی نیست. یعنی فقط یه حسه و کالا نیست که به دنبالش از این جای دنیا به جای دیگه بری. برای همینم هست که آدمهایی رو می‌بینی که به نظر ما بدبخت میان ولی از خودشون که بپرسی می‌گن که خوشبختن و یه عده‌ی دیگه رو می‌بینی که به نظر ما خوشبخت‌ترین آدمها هستن ولی اگر بری توی زندگیشون می‌بینی که واقعا بدبختن. یادمه یه آمار می‌خوندم سال پیش که شادترین کشورهای دنیا رو دسته بندی کرده بود. اولیش یه کشور آفریقایی بود. ایران رتبه‌اش خیلی بالاتر از آمریکا بود! درست بعد از ایتالیا!!! هر جای دنیا هم باشی این حس خوشبختی با بدبختی دست خودته. حتی در ایران…حتی در سخت‌ترین شرایط. به هر حال آدمها باید اونچیزی رو که باور دارن دنبال کنن. دوستی دارم که امسال داره بر می‌گرده بره کشورش ویتنام. حس می‌کنه اونجا خوشبخت‌تره. با اینکه در آمریکا وکیل هستش و خیلی‌ها وکیل بودن در آمریکا براشون آرزو هستش. ولی اون می‌خواد برگرده بره توی ویتنام اونجا با آدمهایی که هیچی ندارن سر و کله بزنه. به هر حال هر جا که می‌ری حس خوشبختیت رو با خودت ببر. روزهات شاد دوستم.
    ——————————
    پر : S. عزيزم … مرسي از صحبتهات … براي اون دوستت خيلي احترام قايلم که براي آرامش و خوشبختيش داره برميگرده به جايي که فکر ميکنه بهتره
    اما تا موقعي که نمي‌امد آمريکا شايد هيچوقت نمي‌فهميد بايد برگرده
    راستي عکسهاي پست قيل رو ديدي … حس داستان نويسي رو فعال ميکنن يا نه؟

  6.  
    samae
    May 7, 2008 | 9:40 am
     

    پر جونم. خودت بهتر از من می دانی که تغییر همیشه مثبت است. شما هم که توانایی و دانا.
    ————-
    پر : مرسي سماع جان … بوس

  7.  
    mayra
    May 7, 2008 | 11:53 am
     

    Doroste Par jan, khoshbakhtii fagaht ye hese ke har kesi be dar khore sharho hale khodesho ruhiee ke dare bayad tu vojud khodesh be in hes berese ya aslan shayad narese. mamulan adamyee ke darunanan shadan bishtar az baghie ehsase khoshbakhti mikonan.
    ————————-
    پر : من هم دقيقا همين منظورم بودmayra جان … و مهمتر اينکه هرکس خودش ميدونه کجا و چه جوري خوشبخت هست … مرسي

  8.  
    May 7, 2008 | 8:05 pm
     

    Feeling lucky is completely depend on yourself Par! believe me.It is simple things may you never pay attention to them. A good illustration of this concept is drinking a cup of tee beside whom you love them. & even more simple than that.
    Tacke care
    ————-
    I agree with you Elham jan and thank you for your consideration

  9.  
    Anonymous
    May 7, 2008 | 10:58 pm
     

    نمی دونم چجوری درسته، اما من هنگامه تصمیمایی که یهو بقیه گذشته زندگیمو می کنه “اون قبلاًها” با سرعت کمتری عمل می کنم، شاید نکته ای رو جا انداخته باشم. نمی دونم . . .
    —————
    پر: من متوجه نشدم که منظورتون چي بوده؟!؟

  10.  
    May 8, 2008 | 8:51 am
     

    hmmm … پر خیلی باحاله! کلا ایول!
    پر اگه در کنار یک “3″ بنشیند، میشود من! میدانست آیا این را چگونه؟! :) ;)
    ————-
    پر : البته سه بايد اين اين شکلي باشه ;)

  11.  
    May 8, 2008 | 4:42 pm
     

    سلام پر

    می بینم که ظهور حضرت باری تعالی کیس آفیسر باعث شده که تغییرات جوی در باورهایت ایجاد بشه و بیشتر به رفتن و تصمیمی که داری فکر کنی

    میتونم با اعتماد به نفس والا, قلبی مطمئن و روحی شاد بهت بگم که اگه اهداف زندگی ات همینهایی باشه که اینجا نوشتی قطعا از تصمیم ات پشیمان نخواهی شد

    و بخصوص اگه تعریف خوشبختی ات در آرامش درون باشه اسباب اون تو سرزمین آفتاب تابان مهیاست البته اگه که بعدا بهونه دوری از خانواده آرامش درونی ات رو بهم نزنه

    بهر حال من ظهور منجی عالم بشریت,گره گشای پرونده مهاجرتی رو به محضر شما و همسر آقا تبریک عارض میشم
    ———————-
    پر : مرسي حميد جان :)

  12.  
    S.
    May 8, 2008 | 6:18 pm
     

    پر عزیز حرفت درسته ولی این دوست من از یک ماهگی آوردنش اینجا خودش نیومده. از موقعی هم که عقلش رسیده دوست داشته برگرده بره ویتنام. حتی مادر و پدرش اینجا خواهند موند و اون و زنش با هم دارن می‌رن. می‌گه فقط منتظر بودم یه چیزهایی یاد بگیرم که با دست خالی برنگردم و بتونم وقتی برمیگردم تغییری ایجاد کنم. خانومش هم دکترای Education داره و اونهم داره برمی‌گرده و اون که اینجا به دنیا اومده. اونم پدر و مادرش اینجا می‌مونن و باهاش نمی‌رن. زیادن از اینها اینجا. اونهایی که فقط میان اینجا چیزی یاد بگیرن و برگردن. روزهات شاد دوستم.
    ————————
    پر : منهم به قدرت اينجور آدمها حسودسم ميشه S. جون … اما اينبار ميگم بايد برن تا ببيني چندتاشون ميمونن

  13.  
    May 9, 2008 | 11:53 am
     

    سلام….
    —————
    پر: سلام eaglebig عزيز … خوبي؟

  14.  
    May 9, 2008 | 3:40 pm
     

    همه ما با اين فكرها روزهامون رو ميگذرونيم. نگران نباش. اميدوارم هر جا كه هستي و خواهي بود احساس خوشبختي داشته باشي… راستي حال سام چطوره؟ :)
    ——————
    پر : مرسي سپيده جون … اميدوارم زود زود انتظارتون تموم بشه … سام ؟:))

  15.  
    لینا
    May 10, 2008 | 9:28 am
     

    دوست جونم فکر کنم وقتی رفتیم اونور، سر اسم “سام” باید دوئل کنیم ;)
    لذت تجربه کردن به ریسک خطا بودنش میارزه :)

  16.  
    May 11, 2008 | 7:46 am
     

    پر عزیز همیشه خوشبخت خواهد بود و به آرامشی که آرزویش را دارد خواهد رسید …پر عزیز همیشه گوگول و با محبت خواهد بود…

  17.  
    May 12, 2008 | 8:33 am
     

    پر عزیز چه دختر نازنینیه!!! موفق باشی.

  18.  
    May 12, 2008 | 1:38 pm
     

    سلام پر عزیز
    من همیشه فکر میکنم باید برای زندگی بهتر تلاش کرد و شاید کمی هم ریسک کرد .امیدوارم پر به آرامشی که دوست داره هر چه زودتر برسه .

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI