وقتي از خانه بيرون ميرفت هوا روشن بود … آفتاب بود
نميدانست براي چه قدم برداشته، فقط ميخواست که برود … خسته شده بود
رفت و رفت اما اينبار نه مثل دفعه قبل، که به آن جايي که دفعه قبل رسيده بود، نرسيد
اينبار ديگر تورا نديد … آشتي کناني هم نبود
به همين سادگي … خانه را رها کرد و رفت
…
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
… !؟!
آره خیلی موقع ها رفتن بهتر از موندنه.
درود
جریان چیه پر ؟
آخه تو که نوشته هات اینجوری نبود ..
چیزی شده ؟؟؟
..
خانوم مشکوک میزنی با این نوشته های جدید. رفتن به این سادگی ها نیست, باور کن. ممکنه ساده به نظر بیاد ولی واقعا ساده نیست. به هر حال امیدوارم همه چی خوب باشه و مشکلی نباشه. روزهات شاد.
می بینم که….؟
جالب اینه که این شعره رو من دقیقا دو سه هفته پیش هی گوش میدادم…هنوزم مثل منی با یه تاخیر فاز!!!!
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب…..سنگ توی شیشه فردا زد و رفت.
آ؛ اينهايي كه نوشتي يعني چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوش باشي
به نظر مياد يا خط فكريت عوض شده يا نويسنده اين وب لاگ … ما رو كه حسابي هم گيج كرده هم نگران!!!
سلام…امیدوارم نویسنده مورد نظر تغییر کرده باشه…
سلام. چطوری؟؟ چی شده نازنین؟ امیدوارم که زود مثل قبل شاد و پر از حس زندگی بنویسی.
سلام پر پری
می بینم که ملت رو خوب سر کار گذاشتی. به کار نیکت ادامه بده (;
پر جونم یک خرده کمتر از صنایع ادبی ایهام و اینها استفاده کن ما هم بفهمیم منظورت چیه؟!
سلام …
اینجا چرا اینطوری شده یهو!؟ …
خوبی پر جونم؟؟
امیدوارم شادتر از این ببینم …
…..!
بابا پست جدید لطفا……!
nemidunam chera sar dar nemiaram inja cje khabare khanomiii!!!hey miam mikhunam vali fayde nadaree…ino miduanm ke rafatn kheili sakhtane makhsusan ageh bekhaye khunaro raha koni ke aho va veyla…omidavarm ke hame chiz roobe rah bashe.
eee pas commente man chi shod????
سلام…شما کجایید کم پیدا شدید…