جاده را گرفتيم و رفتيم و رفتيم تا رسيديم به اينجا

آنگار آشتي کنان بود … بين من و تو
نميدانم که من با تو قهر بودم يا تو با من … !
هرچي که بود … اين چند روز احساس نزديکي خاصي ميکنم
تو چطور …!؟!
جاده را گرفتيم و رفتيم و رفتيم تا رسيديم به اينجا

آنگار آشتي کنان بود … بين من و تو
نميدانم که من با تو قهر بودم يا تو با من … !
هرچي که بود … اين چند روز احساس نزديکي خاصي ميکنم
تو چطور …!؟!
منم با هر کی اینجا رفته بودم باهاش آشتی می کردم. چقدر جای آرومی هستش. دوست می داشتم. روزهات بهاریت شاد پر نازنین. اینجا که داره برف میاد همین الان.
اول باید بگی اینجا کجاست؟
به به؛ مي بينم رفتيد طبيعت گردي
خيلي خوبه
Ashti ke kheili khubeh vali in zamani ke tul mikeshe ke be ashti konun berese koshandast .vali jaye ba safee be nazar mirese.khosho khoram bashin ta baad
پر جونم من كه نفهميدم منظورت از اين چند پست چي بود هر چي بود خوشبختانه به نظر مياد كه ختم به خير شده … جاده به اين خوشگلي و آشتي كنان و … اميدوارم كه هميشه خوش باشي دوستم.
این کن و سولقون هم عجب طبیعتی داره ها !!!!
سلام
ببین متم با سپیده موافقم ها. چی شده؟
سلام…
پست هات شعر و شاعری شده
آَشتی کنان با مراسم خیلی باحاله بخصوص در دامان طبیعت
به به .ما که محظوظ شدیم.بازهم از این عکسها بگذارید لطفا.
درود پر عزیز
من این چند بار که اومدم اینجا یه خورده غریبی کردم .. کامنتی یادداشتی نداشتم .. این نویسنده دوم .. مهرناز رو می گم .. ؟؟؟؟؟
جریان چیه ؟ من یه کمی گیج شدم !!
بدرود
چقدر دلم واسه جادهتنگ شده دوس دارم اونقدر برم و برم تا اخر جاده ها
اخر جاده کجاست؟