جستجو - Login
صبح بخير

در تاریخ Sunday 9 March 2008

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند.

شب سليس است، و يكدست، و باز.

شمعداني ها

و صدادارترين شاخه فصل،‌ماه را مي شنوند.

***

پلكان جلو ساختمان،

در فانوس به دست

و در اسراف نسيم،

***

گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا.

چشم تو زينت تاريكي نيست.

پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا.

و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو

و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند.

پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت:

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است.

سهراب

 


14 Comments برای "صبح بخير"

  1.  
    samae
    March 9, 2008 | 8:57 am
     

    bah bah che shere zibaee! man bekheyale khodam sher az sohrab zyad khande bodam, ama in rayadam nemiamad.

  2.  
    مهرناز
    March 9, 2008 | 10:40 am
     

    خداییش….
    بهترین چیز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است.

  3.  
    March 9, 2008 | 11:08 am
     

    صبح به خير
    قشنگ بود

  4.  
    پرسه
    March 9, 2008 | 1:34 pm
     

    صبح به خیر …
    چسبید خیلی …
    و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو …
    این سهراب معجزه بوده …
    پ.ن:
    به من خو شآمد گفت بازم وبلاگت! احساس میکنم افسردگیم داره بهتر میشه ;)

  5.  
    S.
    March 10, 2008 | 1:05 am
     

    کاش منم می‌تونستم کفش به پا کنم و بیام. اصلا اگر می‌شد بیام پای برهنه بدو بدو میومدم تا عید نشده برسم. روزهات شاد پر نازنین.

  6.  
    March 10, 2008 | 5:48 pm
     

    آخیش دلم واسه شعرای سهراب تنگ شد.

  7.  
    March 10, 2008 | 5:58 pm
     

    خيلي وقت بود شعر سهراب نخونده بودم!
    ياد جوونيام افتادم ماااااااااااادر.

  8.  
    علیرضا
    March 10, 2008 | 10:45 pm
     

    ببخشید شما قبلها کجا بودید؟ای شیطون.

  9.  
    علیرضا
    March 10, 2008 | 10:47 pm
     

    مسی

  10.  
    علیرضا
    March 10, 2008 | 10:48 pm
     

    همش میگه خوش امدی.یه بار که گفتم:مسی موتوشکر سپاس. ولم کن.

  11.  
    March 10, 2008 | 11:36 pm
     

    من هیچ‌وقت حال نداشتم برم دنبال شعرهای سهراب اینا. چندتایی هم که قبلاً یه دوستی چیزی واسم خونده بود رو خوشم نیومده بود خیلی. ولی این بد نبود. قشنگ بود. ولی یه کمی ثقیل می‌گند دیگه. من کلاً قدیمی‌ترا رو بیشتر دوست دارم.

  12.  
    علیرضا
    March 11, 2008 | 11:18 pm
     

    سلام.یه چیزه تازه بگو لطفا.از اردلان سرفراز.مثل:قشنگترین سوغاتیه غبار پیراهن تو ****عمر دوباره ی منه دیدن و بوئیدن تو.

  13.  
    لینا
    March 12, 2008 | 3:59 pm
     

    زیبا بود.. من همیشه از شعرای سهراب به خاطر استعاره های زیادش فراریم…توی این شعر فقط مصرع آخرش رو دوست دارم..یعنی در واقع بقیه اش رو نمیفهمم

  14.  
    March 13, 2008 | 11:07 pm
     

    Zendegi hesse gharibist ke yek morghe mohajer darad…
    Hes haye in sher moddate madidist ke tajrobe nemishan, amma sher haye sohrab hamishe doost dashtani hastand

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI