جستجو - Login
آدمهاي اطراف ما

در تاریخ Monday 3 March 2008

تازگيها همش به آدمهاي مثبت اطرافم فکر ميکنم و روي رفتارشان دقيق شده‌ام. همين ديروز بود که يکي از همکارهاي سابق آمده بود شرکت و من از ديدنش نه تنها که خوشحال نشدم که تا عصر هم ياد خاطرات بد گذشته مي‌افتادم. مطمين هستم که او هم  از من و ما در شرکت خوشش نمي‌آيد و نمي‌دانم براي چه هراز چند گاهي سر مي‌زند. برعکس، اين همکار جديد که به جاي آن قبلي آمده، يک پسر سرتا پا خنده و هيجان، فقط يکمي شکمو است. همان که جينگولنس توي لغتنامه‌اش معني‌هاي متفاوتي دارد و بسته به نوع تلفظ، منظور خاصي را مي‌رساند. از موقع ورودش در شرکت احساس ميکنم که رفتارش روي بقيه هم تاثير گذاشته و جو شرکت را دوستانه‌تر کرده. يا همين معلم آرايش که الان چند جلسه‌اي است که خودآرايي با ما کار ميکند … هيچوقت نديدم که بگويد چون صورت تو بزرگ است يا دماغت بهمان است … هميشه ميگويد چشم تو براي فلان آرايش خيلي محشر است  يا چقدر اين اجزاي صورتت قشنگ است.

من خودم اصلا آدم مثبتي نيستم و بدي ها را بيشتر از خوبي‌ها ميبينم و هميشه ميگويم که خيلي هنرکنم که روي اعصاب بغل دستي‌ام تاثير نگذارم. اما واقعا چقدر خوب است که بعضي از آدمها اينقدر مثبت هستند و در کنارشان کار کردن و زندگي، آسانتر است.

پ.ن 1: دقت کرده‌ايد که آخرهاي زمستان آدم دلش براي لباسهاي تابستاني تنگ مي‌شود و آخر تابستان برعکس؟ … عجب هواي بهاري داريم ما اينجا … بوي بهار مي‌آيد و من دلم عيد مي‌خواهد ….شديدا.
پ.ن2 : mayraعزيزم … کامنت دوني را بسته‌اي و نمي‌شود برايت چيزي نوشت … اينجا نوشتم چون فکر کردم شايد مثل من که گاهي نمي‌دانم چطوري کرک و پر اينجا را ميريزم بهم، تو هم شايد نمي‌داني


5 Comments برای "آدمهاي اطراف ما"

  1.  
    March 4, 2008 | 7:06 am
     

    سلام پر جان
    هوا واقعا محشره
    امروز صبح كه من خيلي باهاش حال كردم، عالللليييييييييي بود

  2.  
    مهرناز
    March 4, 2008 | 8:14 am
     

    :-)

  3.  
    March 4, 2008 | 1:09 pm
     

    1) eeeeeeee؟؟؟؟ … پس به من داری فکر میکنی؟ … فکر کردم قهری بابا!!! …اینقدر روی رفترم دقیق نشو خجالت میکشم … نه که خیلی مثبتم!! از اون لحاظ! :)
    2) هوا اینجام عالیه … بهترین روزای سال از نظر من 10 اسفنده تا 28-29 … حتی عیدش اینقدر زیبا نیست … لذت و التهاب شروع سال جدید از همه اش قشنگتره …
    3) بلاگت دیگه بهم نگفت خوش آمدی پرسه!!! … خیلی افسرده شدم … :(

  4.  
    S.
    March 5, 2008 | 10:13 pm
     

    ما بر عکس سر کار دو تا خانوم داریم که هیچ وقت روزشون خوب شروع نمی‌شه و روز ما رو هم می‌ریزن به هم. من که توی اتاق خودم قایم می‌شم روزهایی که هر دوشون روی دنده‌ی بد هستن. اینکه سر کار کسی باشه که جو رو خوب کنه خیلی مهمه. قدر این آقای جينگولنس رو بدونین که بودنش نعمته. گفتی عید و کردی کبابم پر نازنین. اینجا امروز باز برف اومد. یه روز آفتاب می‌شه و هوا کاملا بهاری و دوباره فرداش برف میاد. من که خونه تکونی رو شروع کردم. امروز هم دارم سبزه می‌ذارم. دلم برای حال و هوای تهران نزدیک عید خیلی تنگه. روزهایی هست که وقتی بیدار می‌شم اونقدر دلتنگم که به جای سر کار فتن دوست دارم پاشم برم فرودگاه دم باجه‌ی لوفتانزا اونقدر بشینم تا یه بلیط برای همون روز پیدا بشه و فرداش تهران باشم. هر جا توی شهر رفتی و بساط عید دیدی جای منم خالی کن لطفا. روزهات شاد دوست من.

  5.  
    March 8, 2008 | 1:39 am
     

    par azizam mamnun az yadavrii ,vagheann entezar nadashtamm ke yek note ham darbare blog man benevisii.rastesh chasibid:)
    vaghieate amr ine ke man khodam comment e blogamo bastam va az inkar ham narahtam vali charei nadashtam,be khatere commentaye zesht va fahashihaye ye hamkare sabegh ke midunam be shedat gereftare ye bimarii ruhi ravanie .vali say mikonam ke be zudi comento active konam.bazammanun .rasti inja aslan khabari az eid nist ke :( .

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI