چقدر خوب بود بعد از يک مدتي که هم از لحاظ جسمي و هم از لحاظ روحي احساس خستگي ميکني
بعد از يک مدتي که با همه چيز تو محل کارت درگير بودي و مشکلاتت هنوز هم رفع نشده
بعد از يک مدتي که احساس ميکني حوصله آدم و عالم رو نداري که حتي حوصله خودت رو هم نداري و از ديدن قيافه خودت توي آينه عصباني ميشوي
يک روز از سر کار برسي و در رو باز کني … ببيني … تمام شمعهاي کنار شومينه روشن هستند وبوي غذاي خوشمزهاي -که يکبار در اون رستوران ايتاليايي خورديم و اسمش سخت بود و من هميشه يادم ميرود- در خانه پيچيده …
سرت را که برگرداني، ببيني که روي ميز شام دوتا شمعداني نقرهاي قشنگي که براي سفره عقدت خريده بودي و خيلي وقت بود که روشنشان نکرده بودي حالا ميدرخشند و کنار آنها دوتا ظرف غذا امنتظرت است
از ديدن اينهمه سرمست شوي و زودي بروي که لباسهايت را عوض کني تا بيايي سر ميز غذا … وقتي به اتاق خواب رسيدي تازه متوجه شوي که خانه به طرز عجيبي با سليقه تو تميز و مرتب شده
…
چقدر خوب بود …. !
پ.ن : حرف زدن هميشه براي من آسانتر از نوشتن بوده … بيا … اينها آرزو بود که من نوشتم وگرنه توي اين گيروواگير بري ببيني حوصله جمع و جور کردن خونه را هم نداري … خوب يکدفعه يادت ميايد که چقدر خوب ميشد … ! اگر ميشد … ! عمرا آقاي همسر عزيز يادش بياد که توي آن خانه شمعي هم ميشود روشن کرد … اصلا شمع چرا وقتي برق داريم … !
همین چیزای کوچیک نشون از یه چیز بزرگتر و با ارزشتر داره … Understanding
درود
وای چه خوبه که من دختر .. نه .. زن نشدم .. اصلاً حوصله آینه شمعدون نداشتم !
همیشه شاد باشی
بدرود
و چقدر خوبه که کسی رو داری که این همه به فکرته
خوب خانم مبارک باشه، حدث می زنم باید سالگرد عقدتون باشه!!!!
راستی مگه چند وقت پیش نبود؟؟؟
شاید هم من قاط زدم
خوش باشی
سلام پر عزیز. اینایی که نوشتی آرزو بودن یا به حقیقت پیوستن؟
فكر ميكنم كه بايد تبريك بهت بگم … كاشكي همين كوچك و خواستني براي من هم اتفاق ميافتاد … ابي بشنو من چي ميخوامممممممممممم (:
khosh be halet. hasodim shod! na bebakhshid rashk bordam.man khodamam ham inghadr zogh nadaram che resad be aghaye hamsar!
خیلی جالب بود
:)) منو بگو که با خوندن پستت حسابی حسودیم شد و به محض دیدن همسر براش تعریف کردم و غر زدم.. :))