جستجو - Login
صدايي گر شنيدي صحبت سرما و دندان است

در تاریخ Saturday 12 January 2008

در جواب هم ميهني‌هاي عزيز  که خارج از ايران هستند مخصوصا حميد عزيز … بايد بگويم که هوا واقعا سرد است هرچند که من خيلي کم بيرون هستم … اما خانه کوچک ما که هرسال با روشن کردن يکي از شوفاژها گرم ميشد، امسال گرم نمي‌شود … هرچند که همه شوفاژها روشن هستند.

اما واقعيت اينست که شايد ما به اين سرما عادت نداريم … يادم نمي‌آيد که دماي کمتر از منهاي سه درجه در تهران ديده‌ باشم … اما امسال بالاي منهاي پنج و شش در اين چند روز نديده‌ام (اکثرا روي منهاي هشت بوده) … مسلما در کشورهاي ديگر اين دما در زمستان خيلي نرمال است اما براي ما که اصلا خودمان را عادت نداده‌ايم وحشتناک است … حتي لباس مردم هم مناسب با اين سرما نيست … پالتوها اکثرا فانتزي هستند و اصلا گرما ندارند … خيلي وقت است که ديگر کسي زنجيرچرخ و لاستيک يخ‌شکن نميخرد … خيابانها و عايق بندي ‌ها را که ديگر خودتان بهتر ميدانيد … آسفالت خيابانها بعد از يک بارندگي کوچک همه از بين مي‌رفت، حالا که همه جا پر شده از چاله ‌هاي آنچناني … !

خلاصه همه اين عوامل دست به دست داده‌اند و سرما را يک کم سخت کرده‌اند … اما اگر نگراني قطع شدن گاز و برق و اينها اضافه نشود … سرما قابل تحمل است و برفش خيلي قشنگ …!

عکسهايي که اين پايين گذاشتم را ديشب گرفتم… دلم براي اين قوهاي بينوا خيلي سوخت… نميدانم فيزيک بدنشان چيست اما من نگران بودم که تا صبح يخ ميزنند

بزور روي يخي که روي استخر کوچکشان بسته بود تکان ميخوردند

 

عکسها کمي تاريک هستند اما حق والانصاف هنري هستند … نه؟!؟…


13 Comments برای "صدايي گر شنيدي صحبت سرما و دندان است"

  1.  
    January 12, 2008 | 2:37 pm
     

    عزيزم خيلي با حال نوشتي خوشحالم که دوباره نوشتنت اومده…اميدوارم توي اين هواي سرد دلت هميشه گرم باشه.
    ——-
    پر : مرسي گلي عزيزم

  2.  
    January 12, 2008 | 3:28 pm
     

    چه عكس هاي قشنگ و با احساسي گرفتي
    دلم بحالشون سوخت
    —-
    پر : خودشون اما خوشحال بودن امين جون…مثل هميشه فکر کنم من بيخودي دلم ميسوزه…. مال تو هم نسوزه :)

  3.  
    January 12, 2008 | 4:12 pm
     

    سلام عمه پر. چشم. دیگه بهت نمیگم خاله ;)

    من الان دلم لک زده برای اون برفها و اگه اون برفها اینجا بودن بدون لباس شیرجه میزدم روشون. الان 3 ساله که برف ندیدم. نزدیکترین جایی هم که بشه رفت برف دید تو سیدنی حدود 5-6 ساعت رانندگی داره و اونم تو 2-3 ماه خاص باید رفت و هتل هم اون موقع خدا دلار میشه اونورا

    خب. برای شما این قضیه تمرین خوبی هست که کمی یاد بگیرین که لباس گرم تو خونه بپوشین. از بس همه ما ایرونیها انرژی مفتی استفاده کردیم عادت نداریم که تو زمستان لباس گرم بپوشیم و بجاش شونصد تا بخاری روشن میکنیم. اینجا تو زمستان ها شبها حدود نیم ساعت فقط بخاری رو روشن میکنیم که لحافمون کمی گرم بشه. من که تا موقعی که تو ایران بودم معنی بهینه استفاده کردن از انرژی رو یاد نگرفتم و اینجا قبض های 700 - 800 دلاری بهم یاد دادن که باید انرژی رو عاقلانه سوزوند

    من باب توضیح باید بگم که زمستانهای اینجا بخاطر رطوبتی بودن دما از مدلی هست که تا مغز استخوان میره و درسته که دما مثلا 10 درجه هست اما سرماش دست کمی از صفر درجه نداره

    اما خب من الان دلم لک زده برای دمای منفی

    پر جان. واقعا از اینکه لطف کردی و بخاطر من این پست رو نوشتی بی نهایت ممنونم. انشالله تلافی

    حالا اگه تو دوست داری تیتر بهم بده من برات طومار بنویسم بزنم حالشو ببری
    :)

    —-
    پر: حميد جان ما که از رو رفتيم…گفتم اگر بگم عمع نگو فردا ميشم ننه پر … شما مختاري ;)
    پست هم قابلي نداره … من هميشه از مطالب شما استفاده ميکنم و به موقعش ما هم زحمت ميديم…بزار آمدنم نزديک بشه … هي تيتر ميدم و سوال ميپرسم … فقط نگي خسته شدم … خودت گفتي ;)
    در مورد اطلاعات … تو هم لطف کردي

  4.  
    January 12, 2008 | 4:52 pm
     

    سلام…عکسهای قشنگی بود….

    پر : قابلي نداره :)

  5.  
    January 12, 2008 | 6:40 pm
     

    درود

    عکسها خیلی زیبا هستن
    نگران قو ها نباش ، فکر نمی کنم بهشون آسیبی برسه.
    همینطور گوسفندها و اسب ها
    اما گربه ها … اونها رو من نمی تونم نگرانشون نباشم … گرچه خودشون بهتر میدونن چکار کنن … امیدوارم هیچ کدومشون اشتباهاً این یک ماه گذشته بچه دار نشده باشه .
    آمار کشته شده ها بر اثر سرما رو دیدی؟
    دوست ندارم بهشون فکر کنم ، حتی یه لحضه.
    گربه ها فقط به خودشون فکر می کنن . بهشون غبطه می خورم …
    —–
    پر : پرهام عزيز … من قضيه گربه‌ها رو نفهميدم چرا بچه دار نشن و چرا به خودشون فکر ميکنن…. پس چرا غصه‌اشون رو ميخوري؟

    بدرود

  6.  
    S.
    January 13, 2008 | 12:40 am
     

    سلام پر نازنین، این قوها چه قشنگن. نترس هیچیشون نمی‌شه. شهری که من هستم 17- می‌شه شبها و این قوها و پرنده‌های آبی همچنان فردا صبح هستن. ممنون از عکسها. واقعا هنری شدن. این روزها خیلی عکسهای برفی تهران رو نگاه می‌کنم. اینجا هم برف روی زمین هستش ولی نمی‌دونم چرا مثل برف تهران نیست. با اینکه یه خروار می‌باره ولی باز هم یه جور دیگه هستش. بازم ممنون از عکسها. روزهات شاد و روزگار خوش دوست من.
    —-
    پر: sعزيزم… خوشحالم که طوريشون نميشه…خودشون هم خوشحال بودن…شايد چون دور هم بودن
    ميدونم دلت تنگ شده حسابي … اميدوارم زود زود يک سفر بياي ايران

  7.  
    January 13, 2008 | 1:18 am
     

    الحق‌والانصاف که هنری هستند. ;)
    —-
    پر : لطف کردي جالبات جون … نگران بودم که کسي به عمق هنر من پي نبره :d
    ما که بلد نيستيم از فيش نت بنويسيم … هي عکس ميگذاريم اينجا ;)

  8.  
    January 13, 2008 | 2:08 am
     

    وای! خیلی نازن! آدم تیکه تیکه میشه نگاشون میکنه :(
    خیلی سرده خیلی … الان من با یه کاپیشن و یه پتو که پیچیدم دورم نشستم پای کامپیوتر … وحشتناک سرد شده … بدتر از همه خونه نشینیه و دلتنگی از حبس توی یه 4دیواری …
    بازم عکس بگیر پر جونم من عاشق عکس هنریم ;)
    ——–
    پر : زير پتو نگو که من عاشقشم … تيکه تيکه هم نکن خودت رو … من همه کارهام هنريه پرسه جون :d

  9.  
    January 13, 2008 | 9:03 am
     

    اینا همه شون روزی یه جوجه اردک زشت بودن!!!!

    دوست جونم عکسات واقعا هنری و قشنگن… منم فکر نکنم از سرما آسیب ببینن…

    راستی یه چیز بی ربط: بابای من دامپزشک هستن. میگن با توجه به شیوع آنفلوانزای مرغی بهتره به تخم مرغ و گوشت مرغ نپخته بدون دستکش دست نزنید. حتی اگه از فریزر در میارید. توصیه های ایمنی را جدی بگیرید. :)
    —–
    پر : مرسي لينا جون از تعريف … واي من اصلا جنبه‌اش رو ندارم
    در مورد اين که نوشتي … ميخوام بنويسم هي نميشه… قضيه خيلي جدي هست
    مرسي از اطلاعات

  10.  
    samae
    January 13, 2008 | 9:13 am
     

    salam honarmand. emroz dashtam fekr mikardam taze giha cheghdar zod be zod amadam .be webloget.va on moghe hayee ke didam neveshti chaghadr behtar bode.
    —–
    پر : ميدونم سرت شلوغ هست خانم … تو هميشه به من لطف داري … با زبان چه ميکني؟

  11.  
    January 13, 2008 | 10:22 am
     

    واقعا ناجوانمردانه سردست!!! من کلا سرمایی نیستم و میتونم بگم که امسال اولین سالیه که واقعا حس میکنم که سردم میشه.
    این عکسها هم خیلی قشنگه، طفلکیا توی این یخ چقدر لرزدین. آدم به این فکر میکنه که خدا چقدر قشنگ موجودات رو متفاوت در کنار هم آفریده.
    —-
    پر : آتريساي عزيز … فکر کنم مثل همسر عزيز من هستي و من هم امسال هرشب که ميبينم ميره زير پتو …يک لبخند شيطاني بهش ميزنم :)

  12.  
    January 13, 2008 | 1:19 pm
     

    اين بيچاره ها چجوري تو اون سرما تو آب دووم ميارن؟؟
    از سرماي هوا هم نگو كه هر چي بگم كم گفتم! با وجود شوفاژ و شومينه تا يه لحظه ميشيني بايد دور خودت پتويي چيزي هم بپيچي!! :>
    —–
    پر : چقدر هم اون پتو مزه ميده … من عاشق زير پتو نشستن هستم

  13.  
    January 13, 2008 | 3:20 pm
     

    درود

    میدونی پر .. قضیه گربه ها ساده است . اونها معمولاً اوایل بهار و اوایل پاییز بچه دار میشن . زمانی که شرایط جوی تهدیدی واسه نی نی های تازه به دنیا اومده نیست … اما زندگی کردن توی شهر این طبیعت اونها رو یه کمی بهم میریزه و ریتم زندگیشونو بهم میزنه . بچه گربه ها تا دو هفتگی تحمل گرسنگی و سرما و گرمای شدید رو ندارن .
    گربه ها هیچ وقت دسته جمعی با هم جایی نمی رن و یه جا جمع نمیشن و با کمک هم کاری انجام نمیدن . قبیله برای گربه یعنی یه نفر . گربه ها تا وقتی بهت نیاز داشته باشن خودشونو برات لوس می کنن و وقتی شکمشونو سیر کردی یا اسباب بازی و سرگرمیشونو فراهم کردی دیگه براشون مهم نیستی . گربه ها به هیچ عنوان وفا ندارن . بطور متوسط شانزده ساعت در شب و روز می خوابن . وقتی به مخمصه بیفتن واقعاً درنده و بی رحمن . گربه ها فقط به خودشون (و بچه هاشون اون هم تا یک ماهگی) فکر می کنن .
    با این حال گربه ها زیبا و دوست داشتنی اند . اگه نبودن تل انبار شدن دوست داشتن تو قلب خیلی ها تبدیل به سرطان میشد .
    نمیشه بی خیال گربه ها بود چون اونها به بقای نسل بشر کمک می کنن ..

    دیدی نمیشه غصه شونو نخورد .
    بدرود
    —–
    پر : پرهام عزيز … پس خوشبحال خودم که از گربه‌ها خيلي بدم مياد … بعدش هم همه حيوانها ميدونن که چجور از خودشون دفاع کنن و زندگي کنند پس خودت رو خيلي اذيت نکن برادر ;)

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI