جستجو - Login
خواب

در تاریخ Friday 2 February 2007

دیشب بازم منو ول کردی و رفتی …چشمام پر از خون بود…اما سعی میکردم که نگاهت کنم…شاید که نری…اما تو بی خیال…ا…
این چه خوابیه که اینهمه ما رو از هم دور میکنه؟…گاهی دلم نمیخواد حتی برات تعریفش کنم یا به یادش بیارم …خیلی سعی میکنم که بیدار بشم…اما نمیشه

1 Comment برای "خواب"

  1.  
    مریم
    February 4, 2007 | 1:39 pm
     

    پر عزیز
    نمیدونم ما خوابیم یا بیدار. اما کابوسها هر چی باشند میگذرند

Leave a comment




اطلاعاتی برای نظر دادن کاربران
خطوط و پاراگرافها به طور خودکار شکسته میشوند. آدرس ایمیل شما هرگز نمایش داده نمیشود. .

از کلیدهای زیر برای تغییر ظاهر نظر خود استفاده کنید.


RSS نظرات | TrackBack URI